?امام خمینی رحمه الله علیه: ♻️در زمان رضاخان که عمامه ها را از سر روحانيون برمي داشتند، رفتم نان بخرم ديدم يک آخوندي که مجبور شده عمامه اش را بر دارد تکه ناني خريده و دارد آن را خالي مي خورد. ♻️ رو به من کرد و گفت فعلاً که سير شديم، گفته اند عمامه ها را… بیشتر »
خانم زهرا مصطفوی (دختر امام): «من ندیدم در طول زندگی، امام به خانمشان بگویند: در را ببندید. بارها و بارها میدیدم که خانم میآمدند و کنار آقا مینشستند ولی امام خودشان بلند میشدند و در را میبستند و حتی وقتی پا میشدند، به من هم نمیگفتند که در را… بیشتر »
امام به ندرت می خندید و همیشه به جای خنده بلند، تبسم می کرد؛ چون خنده بلند و قهقهه، کراهت دارد. یک روز علی (نوه امام) دلش نمی خواست پیش امام بماند. امام به او گفت: علی جان! بیا حالا یک بوسی به من بده و بعد برو. علی گفت: امروز بوسم تلخ است. امام هم خنده… بیشتر »
هنگامي كه انسان به گرايش هاي فطري خود پاسخ مناسب دهد، احساس مي كند كه به ثمر رسيده است زيرا فطرت هر انساني طالب «کمال مطلق» و حق و حقيقت است. به عنوان مثال اگر زمين هاي يك روستا را به كسي بدهند آن ها را قبول مي كند ولي چون آن ها را به دست آورد احساس مي… بیشتر »
?آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیر المومنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیلهگر درست شد، این ما را هدایت میکند به اینکه نه زیر بار #صلح_تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی. ? امام خمینی(ره) | ۲ شهریور ۱۳۶۵ بیشتر »