پازل زیبای اندیشه دینی

فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات جامعه
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 
  • ورود 

آزادیِ برده‌ها

19 شهریور 1405 توسط راحیل

آزادیِ برده‌ها


گاهی باید از خودمان بپرسیم:
آیا هر چیزی که نام «آزادی» بر آن گذاشته‌اند، واقعاً آزادی است؟

این روزها وقتی در خیابان‌های شهر قدم می‌زنیم، با صحنه‌هایی روبه‌رو می‌شویم که شاید چند سال پیش برای بسیاری از ما غیرقابل تصور بود. پوشش‌هایی که روزبه‌روز کوتاه‌تر می‌شوند، مرزهای حیا که آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند و فرهنگی که در آن «بیشتر دیده‌شدن» گاهی با «بیشتر ارزش داشتن» اشتباه گرفته می‌شود.

و در میان همه اینها، یک واژه بیش از همه تکرار می‌شود:

آزادی.

اما من می‌خواهم فقط یک سؤال بپرسم:

آزادیِ چه چیزی؟

آیا آزادی یعنی زن هرچه بیشتر بدنش را در معرض نگاه دیگران قرار دهد؟

آیا آزادی یعنی ارزش زن با زیبایی ظاهری، اندام، لباس و میزان جلب توجه دیگران سنجیده شود؟

آیا آزادی یعنی دختر جوان از کودکی یاد بگیرد که برای پذیرفته‌شدن باید زیباتر، جذاب‌تر و تحریک‌کننده‌تر از دیگری باشد؟

اگر پاسخ اینها «آری» است، پس باید یک بار دیگر معنای آزادی را بررسی کنیم.


از بردگی دیروز تا بردگی امروز


در جاهلیت، زن در بسیاری از جوامع شأن انسانی مستقلی نداشت. خرید و فروش می‌شد، به ارث برده می‌شد و گاه مانند یک کالا میان مردان دست‌به‌دست می‌گشت.

اسلام آمد و در برابر این نگاه ایستاد.

آمد تا انسان را از بند انسان‌ها آزاد کند.

آمد تا زن را از «کالا بودن» بیرون بیاورد و به او هویت انسانی، حقوق و کرامت ببخشد.

اما تاریخ عجیب است.

گاهی چیزی که بشر گمان می‌کند برای همیشه از میان برده، با لباسی تازه بازمی‌گردد.

برده دیروز را با زنجیر می‌بستند؛
برده امروز را ممکن است با استانداردهای زیبایی، تبلیغات، نگاه جنسی و نیاز دائمی به تأیید دیگران به بند بکشند.

دیروز برده می‌شنید:

«تو مال منی.»

امروز ممکن است به زن گفته نشود «مال منی»؛
اما بازار به او می‌گوید:

«خودت را عرضه کن تا دیده شوی.»

«زیباتر باش تا پذیرفته شوی.»

«جوان‌تر بمان تا خواستنی بمانی.»

«بدنت را به نمایش بگذار تا توجه بگیری.»

و عجیب‌تر اینکه نام همه اینها گاهی می‌شود:

آزادی.


وقتی زن از قفس به ویترین منتقل می‌شود


من نمی‌خواهم بگویم هر زن بی‌حجاب، برده است.

این قضاوتی ساده‌انگارانه است.

ممکن است زنی حجاب نداشته باشد اما با تمام وجودش در برابر نگاه کالایی به زن ایستاده باشد؛ و برعکس، ممکن است انسانی ظاهراً محجبه باشد اما در درون خود گرفتار هزاران بند دیگر باشد.

مسئله من، یک انسان مشخص نیست؛ یک فرهنگ است.

فرهنگی که زن را از «انسان» به «تصویر» تبدیل می‌کند.

فرهنگی که بدن زن را به ابزار تبلیغات تبدیل می‌کند.

فرهنگی که از ناامنی زنان درباره ظاهرشان سود می‌برد.

فرهنگی که دختر نوجوان را به این باور می‌رساند که اگر زیبا نباشد، اگر اندامش مطابق الگوی رایج نباشد، اگر جذاب نباشد و اگر توجه مردان را جلب نکند، پس چیزی کم دارد.

اینجا باید ایستاد.

و پرسید:

این آزادی واقعاً به نفع زن است یا به نفع کسانی که از بدن زن سود می‌برند؟


برده‌های خوشحال


شاید عجیب‌ترین نوع بردگی، بردگی‌ای باشد که برده از آن راضی باشد.

اگر زنجیر را ببینی، برای شکستن آن تلاش می‌کنی.

اما اگر زنجیر را «آزادی» بنامند چه؟

اگر به تو بگویند:

«هرچه بیشتر خودت را نمایش بدهی، آزادتری.»

اگر به تو بگویند:

«ارزش تو در میزان توجهی است که می‌گیری.»

اگر به تو بگویند:

«برای اینکه دوست‌داشتنی باشی، باید مطابق سلیقه بازار باشی.»

ممکن است انسان نه‌تنها زنجیرش را نشکند، بلکه به آن افتخار هم بکند.

این شاید همان چیزی باشد که باید از آن ترسید:

بردگی‌ای که برده، آن را آزادی می‌پندارد.


حجاب؛ فقط یک تکه پارچه نیست


حجاب را می‌توان از زوایای مختلف بررسی کرد؛ دینی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و حتی فلسفی.

اما اگر بخواهیم از ظاهر لباس فراتر برویم، حجاب یک پیام مهم دارد:

ارزش انسان را نباید به بدن او تقلیل داد.

حجاب نمی‌گوید زن دیده نشود.

می‌گوید زن فقط با بدنش دیده نشود.

نمی‌گوید زن حضور اجتماعی نداشته باشد.

می‌گوید حضور اجتماعی او نباید به نمایش جنسی بدنش گره بخورد.

نمی‌گوید زن زیبا نباشد.

می‌گوید زیبایی او تمام حقیقت وجودش نیست.

زن می‌تواند دانشمند باشد، معلم باشد، نویسنده باشد، مادر باشد، مدیر باشد، پژوهشگر باشد، هنرمند باشد، کنشگر اجتماعی باشد، سیاست‌گذار باشد و هزاران نقش انسانی و اجتماعی دیگر داشته باشد.

پس چرا باید مهم‌ترین چیزی که جامعه از او می‌بیند، بدن او باشد؟


مسئله فقط حجاب نیست


شاید اگر تمام بحث ما درباره حجاب به «بلندی یا کوتاهی لباس» خلاصه شود، از اصل ماجرا دور شده‌ایم.

مسئله عمیق‌تر است.

مسئله این است که:

آیا زن را یک انسان می‌بینیم یا یک کالا؟

آیا دختران ما یاد می‌گیرند ارزشمند باشند یا فقط زیبا به نظر برسند؟

آیا جامعه به زن می‌گوید «خودت باش» یا در هزاران شکل به او می‌گوید «آن چیزی باش که من می‌پسندم»؟

آیا آزادی یعنی رهایی از هر محدودیتی، یا گاهی آزادی حقیقی یعنی توانایی «نه گفتن» به خواسته‌هایی که دیگران به ما تحمیل می‌کنند؟


من از زن نمی‌ترسم؛ از فرهنگی می‌ترسم که زن را کوچک می‌کند
من از زنی که حجاب ندارد متنفر نیستم.

اتفاقاً اگر دغدغه‌ای هست، از سر نگرانی برای کرامت زن است.

زن نباید مجبور باشد برای دیده‌شدن، خودش را بفروشد.

نباید مجبور باشد برای پذیرفته‌شدن، شبیه الگوی تحمیلی زیبایی شود.

نباید ارزشش را از نگاه دیگران قرض بگیرد.

و نباید جامعه‌ای بسازیم که دختر جوان را به این نتیجه برساند که هرچه بیشتر بدنش را در معرض نگاه دیگران قرار دهد، آزادتر و قدرتمندتر است.

قدرت زن در این نیست که نگاه‌های بیشتری را به خود جلب کند.

قدرت زن آنجاست که ارزش خود را از نگاه دیگران نگیرد.


شاید وقت آن رسیده که درباره آزادی دوباره فکر کنیم
آزادی فقط «توانستن» نیست.

گاهی آزادی واقعی، توانستنِ انتخاب نکردن است.

توانستنِ اینکه بگویی:

من مجبور نیستم برای جلب توجه، خودم را عرضه کنم.

من مجبور نیستم برای ارزشمند بودن، شبیه الگوی زیبایی بازار باشم.

من مجبور نیستم بدنم را به معیار ارزش خودم تبدیل کنم.

من انسانم.

و ارزش من، بزرگ‌تر از آن است که در قاب یک عکس، تعداد لایک‌ها یا نگاه یک رهگذر خلاصه شود.

شاید مسئله امروز ما این نباشد که زن از قفس بیرون آمده یا نه.

شاید سؤال مهم‌تر این باشد:

آیا زن از قفس بیرون آمده، یا فقط قفسش را عوض کرده‌ایم؟

از خانه به ویترین؟

از زنجیر به نگاه؟

از بردگی آشکار به بردگی پنهان؟

و شاید تلخ‌ترین نوع بردگی همین باشد:

زنجیری بر دستت باشد،
اما آن را دستبند آزادی بدانی.

این نوشته علیه زن نیست.

علیه فرهنگی است که زن را کالا می‌کند.

علیه نگاهی است که انسان را به بدن تقلیل می‌دهد.

و علیه آزادی‌ای است که در نهایت،
سودش به جیب دیگری می‌رود و هزینه‌اش را زن می‌پردازد.

شاید باید یک بار دیگر از خودمان بپرسیم:

چه کسی واقعاً آزاد است؟

آن‌که هرچه بازار از او می‌خواهد، انجام می‌دهد؟

یا آن‌که آن‌قدر کرامت و استقلال دارد که حتی در برابر خواسته‌های بازار هم می‌تواند بایستد و بگوید:

«من کالا نیستم.»

و شاید همین‌جا باشد که معنای حقیقی آزادی آغاز می‌شود.

 نظر دهید »

عکس نوشته های حجاب وعفاف

21 تیر 1400 توسط راحیل
عکس نوشته های حجاب وعفاف

ادامه »

 نظر دهید »

چرا چادر مشکی بپوشیم ؟!

02 اردیبهشت 1400 توسط راحیل

چرا نباید تو خیابون لباسهای رنگی بپوشیم که مردم جذب به حجاب شوند؟؟

?#فوق‌العاده(حتماببینید)
#عظمت‌حجاب‌برتر

?آفرین و درود بر این سطح فکر و جوابهای زیبا…

? چرا چادر مشکی؟ جوابش را ببینید

ادامه »

 نظر دهید »

روش برخورد دکتر سوزنچی باحجاب

31 شهریور 1399 توسط راحیل

?استاداصغرطاهرزاده

⁉️سلام استاد.
امروز به خاطر وضع کاملا بی حجابی چندین نفری که در کوه دیدم حالم گرفته شده؛ استاد می‌دانم که نهی از منکر در آن افراد شرایطش فراهم نیست و بر من هم واجب نیست اما چه کار کنم که دلم راضی شود؟ احساس می‌کنم وظیفه ام را خوب انجام ندادم از طرفی هم این آیه در گوشم می‌شنوم که علیکم انفسکم…

✅باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمت‌های جبهه‌ی استکبار که از افراد مذهبی انسان‌های تنگ‌نظر ساخته است، خنثی نمود.  و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالت‌داشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچ‌وجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصه‌هایی خود را به ظهور می‌آورد، مطلب را دنبال کرد. مناظره‌ی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آینده‌ی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیده‌اند در حالی‌که جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبه‌ی مذکور که در برنامه‌ی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید

?http://lobolmizan.ir/quest/29007

 

 2 نظر

سختی کوتاه وآثارعمیق

30 شهریور 1399 توسط راحیل
سختی کوتاه وآثارعمیق

امام خامنه‌ای:

ملاحظه‌ی حدود شرعی در رفتار و حرکات بانوان، اگر چنانچه سختیهای داشته باشد، سختىِ کوتاهی است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگاری است. خود خانمها خیلی باید مراقبت کنند مسئله‌ی حجاب را، مسئله‌ی عفاف را؛ وظیفه‌ی آنهاست، افتخار آنهاست، شخصیت آنهاست.
#حجاب
#زن
#وظیفه
۱۳۹۱/۰۲/۲۳

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

پازل زیبای اندیشه دینی

باتلفیق وکنارهم چیدن نظرات اندیشمندان ، پازل فکری زیبایی طراحی خواهد شد که ما به مقصودبرسیم

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آشتی باخدا
  • احادیث
  • ارادت
  • استکبار
  • امام وامامت
  • انتخابات ۱۴٠٠
  • انقلاب اسلامی ومسائل مربوط به آن
  • بدون موضوع
  • بصیرت زهرایی
  • بیانات
  • تربیتی
  • تسویف
  • تمدن غرب
  • جهادفرزندآوری
  • حجاب
  • حسادت
  • حضرت محمد/ربیع الاول
  • خانواده
  • ختومات
  • خیروبرکت
  • دل_نوشت
  • زن آنگونه که باید باشد
  • زی طلبگی
  • سجده
  • سواد رسانه. فضای مجازی. تکنولوژی
  • شعر/تلنگر/نکته/خاطره
  • شهدا
  • عکس نوشته های مباحث استادطاهرزاده
  • غدیر
  • غفلت
  • فتح خرمشهر
  • فرهنگ
  • قرآن
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • ماه شعبان
  • مطالعه
  • معرفت نفس
  • معرفی کتاب
  • مقام عرشی حضرت فاطمه سلام الله علیها
  • مقام لیلة القدری حضرت فاطمه
  • ملائکه الله
  • مناسبتی
  • مهدویت
  • موکب عاشورائیان
  • نفوذ
  • نوروز1400
  • همسران جوان
  • ویژه نامه اربعین حسینی
  • ویژه ی ایام عزای سه نور هدایت
  • پای درس علامه جعفری
  • کرامات
  • کرونا
  • یاد خدا
  • یاد معاد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزق کریم(جهش تولید)

کاربران آنلاین

  • اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
  • زفاک

آمار بازدید

  • آیات واحادیث تصویری مخصوص کودکان
  • عکس نوشته های مهدوی
  • ختم ذکر یاعلی "مجرب"
  • عکس نوشته های حجاب وعفاف
  • شفا گرفتن دختر۱۱ ساله درشب شهادت امام رضا(ع)

آخرین مطالب

  • آزادیِ برده‌ها
  • مگر خواب حجت است؟!
  • یک ساعت برای ایران
  • برای شام نگهشون ندار
  • 28 محور پیام شصت وپنجمین حلقه زعامت شیعه درسوگ حلقه شصت وچهارم زعامت
  • هی ترامپ ...ماتو رو می کشیم....
  • ما و تشییع پیکر مبارک رهبر شهید
  • عهد بانوان ایران با رهبر شهید
  • وداع کودکانه
  • عاشورا؛ روز ظهور حقیقت در افق تاریخ

اوقات شرعی

امروز: دوشنبه 13 مهر 1405
اوقات شرعی به افق:
  • اذان صبح اذان صبح:
  • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
  • اذان ظهر اذان ظهر:
  • غروب آفتاب غروب آفتاب:
  • اذان مغرب اذان مغرب:
  • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات فرهنگی جامعه
  • تماس