پازل زیبای اندیشه دینی

فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات جامعه
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 
  • ورود 

عامل لرزش رأی عمومی

27 دی 1399 توسط راحیل

?عامل لرزش رأی عمومی

189- «وَ اَنّي تُؤْفَكُونَ»
اين همه انحراف چرا؟ فهميديد داريد چكار مي كنيد؟

?اين جملات حضرت در آن موقع كه هنوز آثار انحرافات ظاهر نشده بود، خيلي معنا دارد و چقدر بيدار كننده است،
⁉️مي فرمايد: چطور دست به چنين عملي زديد؟
شأن شما اين همه تغيير عقيده نبود.

❌بي ترديد اجتماع از اين لرزش پيش آمده به تزلزل افتاد.
چرا؟
بدين گونه كه رأي عمومي دوباره تكان خورد.
?عنايت داشته باشيد؛ در آن جامعه تا قبل از حاكميت اسلام و به صحنه آمدن انسان معصومي به نام پيامبر(ص) در صحنة حاكميت، هركس ادعاي رياست داشت.
«قبيلة اوس» ادعاي رياست بر مدينه را داشت، رئيسِ «قبيلة خزرج» نيز همين طور. هر قبيله اي از قريش ادعاي رياست داشت، هيچ كس بلد نبود زير فرمان ديگري برود. يك فرهنگي بود مخصوص خودش!! هيچ وقت كل عربستان تا قبل از حاكميت پيامبر خدا(ص) يك حاكم نداشته است.
چون فرهنگي كه افراد آماده باشند زير فرمان يك نظام اجتماعي خود را اداره كنند مطرح نبوده است .
علت اين كه عبدالله بن اُبَيّ بن بني سلول، سركرده منافقان در مدينه، تا آخر از دست پيامبر(ص) ناراحت بود به اين جهت است كه بعد از كشتارهاي صدساله، اوس و خزرج به اين نتيجه رسيدند كه خوب است كسي را به عنوان شاه مدينه انتخاب كنيم، تا هرچه او دستور بدهد عمل شود.
وقتي پيامبر(ص) آمدند و همه به طرف پيامبر رفتند، عبدالله بن اُبَيّ ناراحت شده بود كه اگر پيامبر نمي آمد مرا به عنوان شاه انتخاب مي كردند، حالا در عمل چه مي شد موضوع ديگري است.
حال در چنين منطقه اي با چنين روحيه هايي كه هنوز ده سال نيست حاكميت اسلامي به ميدان آمده و همه بر حاكميت پيامبر(ص) تن داده اند و پيامبر(ص) هم به حكم خدا، حاكم ديگري را كه داراي مقام عصمت است تعيين كرده است.
در چنين جامعه اي اگر بنابر اين شد كه مردم حاكم را تعيين كنند، هركس مي گويد چرا من حاكم نباشم؟
اين ها نفهميدند كه دارند چكار مي كنند.
تا حالا حرف اين بود كه خدا پيامبر خود را حاكم كرده است.
ديگر كسي به خود اجازه نمي داد كه بگويد پس من بايد حاكم باشم!
⛔️بعداً هم كه مشخص بود خدا و پيغمبر خدا(ص)، حضرت اميرالمؤمنين(ع) را انتخاب كردند كار به طور طبيعي در مسير خودش پيش مي رفت ولي يك مرتبه از طريق دسيسه هاي پشت پرده، عده اي گفتند خودمان برويم يك حاكم تعيين كنيم.
بنا به نقل ابن اسحاق، عامة مهاجران و تمام انصار هيچ ترديدي نداشتند كه پس از رحلت پيامبر(ص) علي(ع) صاحب امر خواهد بود.
✅و به همين جهت در تاريخ هست كه اباذر پس از حذف علي(ع) از حاكميت جامعه مي گفت اي امتي كه پس از رسول خدا(ص) متحير مانده ايد، اگر كسي را كه خدا مقدم داشته، مقدم مي داشتيد و كسي را كه خدا مؤخر داشته، مؤخر مي داشتيد و ولايت و وراثت را در اهل بيت پيامبرتان مي نهاديد، از همه نعمت ها از هر سو بهره مند مي شديد.
اين است كه عرض مي كنم؛ بدین گونه رأي عمومي دوباره تكان خورد، هركس چهار تا، پنج تا قبيله را به دنبال داشت و آماده شد تا خود زمام كار را به چنگ آورد، بدون آن كه بداند چگونه جامعه اسلامي را مديريت كند.
قبلاً ده، بيست نفر خانواده يك جا جمع مي شدند و يكي هم حاكم بود، حالا هركسي مدعي است كه من بايد حاكم باشم، آن هم حاكم مملكت اسلامي، معلوم است كه جامعه به هم مي ريزد.
⛔️عرض كرديم؛ آمدن ابابكر بر سر كار، آمدن يك شخص و طرح يك شخص نبود.
❌آمدن ابابكر بر سر كار، يعني طرح شعار حاكميت فكر يك انسان بر مردم در مقابل حاكميت حكم خدا توسط «وليّ الله» بر مردم.
حاكميت علي(ع) بر مردم، حاكميت يك فردي از مردم نبود كه چون خوب مردي است پس بايد حاكم جامعه باشد، بلكه حاكميت خدا بود.
اميرالمؤمنين(ع) ، يعني «وليّ الله»، يعني حاكميت امام «معصوم».
و انسان معصوم يعني انساني كه يك حكم هم از خودش نمي گويد. هرچند خليفة اول، آدم خوبي باشد اما حاكميت او، يعني حاكميت انساني بر انسان ها، نتيجه اش اين بود كه تمام جهان تكان خورد و به هم ريخت، چون فرهنگ عمومي كه پذيرش حكم خدا بود بر انسان ها، به پذيرش حكم انساني بر انسان ها تبديل شد و به واقع سرنوشت تاريخ از مسير شكوفايي اش باز ايستاد!!!

?#بصیرت_حضرت_زهرا (سلام الله علیها)
?#استاد_طاهرزاده

 نظر دهید »

به بهانه ی فرار از فتنه، در فتنه اید

27 دی 1399 توسط راحیل

?به بهانه ی فرار از فتنه، در فتنه اید ‼️

186- «بِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ»
براي عمل خود بهانه آورديد كه از فتنه مي ترسيديم.

«اَلا: فِي الْفِتْنَةِ سَقَطوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ»
ولي به راستي كه در فتنه افتاديد و راستي كه جهنم بر كافران محيط است.

?مي فرمايد حواستان كجاست؟
خودتان به فتنه افتاديد.
خودتان عامل فتنه شده ايد، بعد مي گوييد كه از فتنه مي ترسيد.
با اين كه اسلام در ابتداي راه بود، آمديد خلافت را بدون دليل به دست گرفتيد و در اثبات غير طبيعي بودن كار شما همين بس كه پيامبر(ص) را هنوز به خاك نسپرده، به دنبال خلافت رفتيد.
« براء بن عازب» مي گويد: چند بار آمدم به حضرت علي(ع) گفتم يا علي! در سقيفه دارند خليفه تعيين مي كنند.
حضرت مي فرمودند: من فعلاً زير اين آسمان ، بر اساس حكم خدا، وظيفه ام دفن پيامبر(ص) است.
عباس عموي پيامبر(ص) مي گويد: يا علي! دستت را بده تا با تو بيعت بكنم.
حضرت مي فرمايند: نه، فعلاً وظيفه ام اين است كه پيامبر را غسل بدهم.
روحيه علي(ع) را ببينيد، به هيچ چيز جز وظيفه الهي فكر نمي كند و نتيجه اش اين شد كه علي(ع) براي ما مي ماند و زندگي ما را تا قيامت معني مي بخشد و جهت مي دهد.
اگر حضرت علي(ع) هم غسل و كفن پيامبر(ص) را رها كرده بودند و رفته بودند جزء سقيفه، كه ديگر او علي نبود با اين همه افتخار. علي(ع) به اعتبار اين كه صحيح ترين كار را زير آسمان كرده است، علي است. علي اي كه دنبال قدرت باشد كه ديگر علي بن ابيطالبي نيست كه امروز مي تواند من و شما را تغذيه كند. مثل خيلي ها كه نتوانستند بشريت را تغذيه كنند، او هم نمي توانست تاريخ را جهت دهي نمايد.
حضرت فاطمه(س) مي فرمايند شما گفتيد كه مي ترسيد با حاكميت علي(ع) فتنه بشود، مگر چه مي شد؟
هيچ چيز نمي شد.
مي گفتند چون اوس و خزرج رفتند در سقيفه و مي خواهند خليفه تعيين بكنند، عمر و ابابكر رفتند تا مانع شوند.
اولاً: همه انصار كه نرفته بودند، چهار تا آدم سياسي از انصار رفته بودند.
ثانياً: اگر شما وسوسه نشده بوديد و قريشيان دنبالتان نيامده بودند و دستپاچه نشده بوديد آن ها چيزي نبودند، بعد هم مردم به راحتي آن ها را كنار مي زدند.
⚠️اين ها بهانه است و خودتان مي خواستيد كار را در دست بگيريد، و لذا دنبال زمينه بوديد.
ورود به قضيه خلافت بعد از درگذشت پيامبر(ص) از مسيري غير از مسير اصلي خود، لرزشي را در جامعه پديد آورد كه آن لرزش براي اركان آن ساختمانِ نوبنياد، بسيار شديد بود. حضرت همين را متذكر مي شوند. مي فرمايند حالا وقت اين كار بود؟

187- «فَهَيهاتَ مِنْكُمْ!»
خيلي دور بود اين پيش افتادگي از شما. كار شما خيلي عجيب بود.
188- «وَ كَيْفَ بِكُمْ»
چطوري حاضر شديد اين كار را بكنيد؟

#بصیرت_حضرت_زهرا (سلام الله علیها)
#استاد_طاهرزاده

 نظر دهید »

داشتند خليفه تعيين مي كردند...

27 دی 1399 توسط راحیل

?مبنای نفاق

اولين عاملي كه مبناي انحراف بود، ايجاد دوگانگي و طرح جبهة اموي و هاشمي بود. به جاي توجه به اصلاح قلب، جبهه درست كردند و تمام فكر خود را متوقف گروه خود نمودند.
اموي و هاشمي در آوردند و در دل اين جوّ يك مرتبه گفتند مگر مي شود از يك گروه هم پيامبر باشد و هم خليفة پيامبران!
يعني امويان به وادي ديگري رفتند و از ملاك هاي اسلام خود را جدا كردند.
✅اسلام مي گويد: «اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللهِ اَتْقيكُمْ»
هر كس به اندازة تقوايي كه دارد، ارزش دارد و بايد مورد توجه باشد، چه هاشمي باشد، چه اموي.
⁉️گفتند مگر مي شود هم حاكميت از اين گروه باشد، هم رسالت؟
دقت كنيد اين طوري شيطان مي آيد. كوچه ما، شهر ما، شغل ما، ما و ما و ما،آمدن همان و آمدن شيطان همان.
?اگر گفته بودند «اِنَّ اَكْرمَكم عندالله اَتْقيكُم»، كه ديگر نمي گفتند از يك خانواده هم پيغمبر و هم خليفه نمي شود.
?گفتند حالا كه پيامبري از ما نبود، پس خلافت بايد مال ما باشد. و روي همين حرف شيطاني هم ايستادند.
?حضرت مي فرمايند: شيطان تحريكتان مي كند.
نتيجه اش اين شد كه:
180- «فَوَسَمْتُمْ غَيْرَ اِبِلِكُمْ»
پس داغ و نشان زديد بر غير شترتان.

“داغ؛ علامت مخصوصي بود كه هر كس به شترهاي خودش مي زد تا معلوم شود شترهاي او كدام است. حالا وقتي من داغ خود را به شترهاي شما بزنم، معنايش اين مي شود كه شتر شما مال من است.”
مي فرمايند: نتيجه آن نفاق و اين شيطان گرايي اين شد كه داغتان را به شتري زديد كه مال خودتان نبود.
و پايتان را جايي گذاشتيد كه نبايد مي گذاشتيد.
?قبلاً نيز عرض كرديم كه متأسفانه خطبه حضرت زهرا(س) با اين همه وسعت به دعواي فدك تبديل مي شود.
فدك يك نمونه است كه حضرت با توجه به آن، حرفشان را بزنند، نه اين كه حرفشان بحث فدك باشد.
و لذا دقت هاي آسماني حضرت را براي تبيين ريشه انحراف جامعه نبايد از دست داد.
شما ملاحظه كنيد در اين فراز از سخنشان چقدر دقيق علت تغيير مسير خلافت را ريشه يابي مي كنند و ريشه انحراف را تفسير مي نمايند. و لذا در ادامه مي فرمايند:
181- «وَ اَوْرَدْتُمُوها غَيرَ شِرْبِكُمْ»
و بر آبي كه سهم شما نبود وارد شديد.

?كينه ها نسبت به علي(ع) از يك طرف، و تحرك نفاق از طرف ديگر، باعث شد كه نفهميدند در ميداني آمدند كه نبايد مي آمدند.
?بعد حضرت مي فرمايند كه چه مصيبت بزرگي بر خودتان و بقيه وارد كرديد، چون خليفه پيامبر(ص) از قبل، از طرف خدا تعيين شده بود و در واقع با حذف علي(ع) يك نحوه مقابله با خدا صورت گرفت.

182- «هذا وَالْعَهْدُ قَريبٌ»
اين گونه بود در حالي كه از آن عهد و قرار، چيزي نگذشته بود.

مي فرمايند اين كارها را در حالي انجام داديد كه چيزي از عهدي كه با پيامبر خدا(ص) نسبت به بيعت با حضرت علي(ع) بستيد، نگذشته بود.
حساب كنيد از غدير، يعني از 18 ذي الحجه تا رحلت پيامبر(ص) كه 28 صفربود، بيش از دو ماه و چند روز نگذشته است.
?حضرت مي فرمايند: انحراف در حاكميت نظام اسلامي را شروع كرديد در حالي كه چيزي از عهدتان با علي(ع) نگذشته بود.

183- «وَالْكَلْمُ رَحيبٌ»
و اين انحراف در حاكميت در حالي صورت گرفت كه موضع شكاف زخمِ رحلت رسول خدا(ص) خيلي وسيع بود.

?هنوز خون زخم رحلت پيامبر(ص) بند نيامده، اين كار را كرديد.
?چون رحلت پيامبرخدا(ص) روح همه را جريحه دار كرد و مردم مايل بودند به رسول خدا(ص) وفادار باشند، ولي سياسيون آخرين تذكرات رسول خدا(ص) را زير پا گذاردند.

184- «وَ الْجُرْحُ لَمّا يَنْدَمِلْ»
دهن زخم هنوز به هم نيامده بود.

185- «وَالرَّسُولُ لَمّا يُقْبَرْ»
و پيغمبر هنوز به قبر سپرده نشده بود.

در تاريخ هست كه؛ پيامبرخدا(ص) در روز دوشنبه رحلت كردند، ولي روز سه شنبه بعد از نماز مغرب و عشاء به خاك سپرده شدند.
در اين مدت چكار مي كردند؟
داشتند خليفه تعيين مي كردند.

?حضرت مي فرمايند: هنوز پيامبر را به خاك نسپرده بوديد كه شروع كرديد به تعيين خليفه، معلوم است كه شما حساس بوديد تا جريان به طور طبيعي پيش نرود، در حالي كه خليفه از قبل تعيين شده بود.
?#بصیرت_حضرت_زهرا (سلام الله علیها)
?#استاد_طاهرزاده

 نظر دهید »

آتش در خرمن سينه ها و ميل هايتان انداخت

27 دی 1399 توسط راحیل

?چگونگی حضور نفاق در جامعه(6)

178- «ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ (ناهضين) خِفافاً»
آن گاه تحريكتان كرد، ديد چه راحت مي آييد، و چه راحت در مقابل حريف نرميد..

179- «وَ اَحْمَشَكُمْ فَأَلْفاكُمْ غِضاباً»
گرم و داغ و غضبناكتان كرد و ديد كه آتشينيد.

?شيطان گرمتان كرد، گرم شديد.
به تعبير يكي از مترجمين: «آتش در خرمن سينه ها و ميل هايتان انداخت و ديد چه زود شعله ور شديد.»
?حضرت به اين ها مي گويند: در كجاي شخصيت شما ضعف وجود داشت كه شيطان توانست از آنجا شما را تحريك كند؟ شما دلي داشتيد كه شيطان توانست از طريق گرايش هاي آن دل، شما را تحريك كند!!!

?#بصیرت_حضرت_زهرا (سلام الله علیها)
?#استاد_طاهرزاده

 نظر دهید »

روحية رقابت با اهل دنيا در شما رشد مي كند..

27 دی 1399 توسط راحیل

#نمونه_ای_از_تاریخ

?فرهنگ نفاق به اين شكل وارد زندگي انسان ها مي شود كه مثلاً بيايند به شما بگويند؛ شما كه خيلي متدين ايد، چه اشكالي دارد زندگي تان شكوه داشته باشد تا دشمنان نگويند مسلمانان خيلي فقير و عقب افتاده اند؟
?از اين طريق عملاً روح عبوديت در شما فرو مي نشيند و روحية رقابت با اهل دنيا در شما رشد مي كند..
شما را تحريك مي كنند كه از امكانات ادارة دولتي به نفع آيندة فرزندتان شرايطي را فراهم كنيد و با يك عنوان به ظاهر مصلحت گرايانه، روح دنياداري را وارد زندگي بكنيد و يك مرتبه متوجه مي شويم كه شما با هر روحية انقلابي مخالفت مي كنيد و همة تلاشتان آن است كه آب از آب تكان نخورد تا امكاناتي كه داريد به جيب مي زنيد همچنان محفوظ بماند.
?با همين فكرهاست كه حتي بعضي از انقلابي ها و نيرو هاي جبهه و جنگ، آلوده شدند.
وقتي انسان دلش با دنيا بود شيطان از همان راهي كه آن دل به دنيا رو كرده است، مي آيد.
?جمله حضرت اين است كه شما خام بوديد، شيطان آمد. «وَ لِلْغِرَّةِ فيهِ مُلاحِظينَ» و براي آن كه فريب او را بخوريد، آماده ايد.
طبق فرمايش حضرت، همان ياران پيامبر(ص) كه در راه اسلام شمشير زدند، گرفتار شدند، البته نه امثال اباذر و مقداد و سلمان، كه هميشه آدم هاي متعبدي بودند و با زير پا گذاردن حبّ دنيا، زمينة فريب شيطان را از خود پاك كرده اند.
?حضرت مي فرمايند شما براي فريب خوردن از شيطان، آماده بوديد و فريب او دلتان را بُرد، شيطان طوري با شما حرف زد و شما طوري به دنيا گرايش پيدا كرديد، كه ديديد انگار ارزش دارد حرف هايش را گوش كنيد!!

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 177
  • 178
  • 179
  • ...
  • 180
  • ...
  • 181
  • 182
  • 183
  • ...
  • 184
  • ...
  • 185
  • 186
  • 187
  • ...
  • 390
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

پازل زیبای اندیشه دینی

باتلفیق وکنارهم چیدن نظرات اندیشمندان ، پازل فکری زیبایی طراحی خواهد شد که ما به مقصودبرسیم

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آشتی باخدا
  • احادیث
  • ارادت
  • استکبار
  • امام وامامت
  • انتخابات ۱۴٠٠
  • انقلاب اسلامی ومسائل مربوط به آن
  • بدون موضوع
  • بصیرت زهرایی
  • بیانات
  • تربیتی
  • تسویف
  • تمدن غرب
  • جهادفرزندآوری
  • حجاب
  • حسادت
  • حضرت محمد/ربیع الاول
  • خانواده
  • ختومات
  • خیروبرکت
  • دل_نوشت
  • زن آنگونه که باید باشد
  • زی طلبگی
  • سجده
  • سواد رسانه. فضای مجازی. تکنولوژی
  • شعر/تلنگر/نکته/خاطره
  • شهدا
  • عکس نوشته های مباحث استادطاهرزاده
  • غدیر
  • غفلت
  • فتح خرمشهر
  • فرهنگ
  • قرآن
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • ماه شعبان
  • مطالعه
  • معرفت نفس
  • معرفی کتاب
  • مقام عرشی حضرت فاطمه سلام الله علیها
  • مقام لیلة القدری حضرت فاطمه
  • ملائکه الله
  • مناسبتی
  • مهدویت
  • موکب عاشورائیان
  • نفوذ
  • نوروز1400
  • همسران جوان
  • ویژه نامه اربعین حسینی
  • ویژه ی ایام عزای سه نور هدایت
  • پای درس علامه جعفری
  • کرامات
  • کرونا
  • یاد خدا
  • یاد معاد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزق کریم(جهش تولید)

کاربران آنلاین

آمار بازدید

  • آیات واحادیث تصویری مخصوص کودکان
  • عکس نوشته های مهدوی
  • ختم ذکر یاعلی "مجرب"
  • عکس نوشته های حجاب وعفاف
  • آخرین عکس نوشته های انتخاباتی

آخرین مطالب

  • مجموعه لوح «بعثت رحمت»
  • در ماه رجب برويد خودتان را ورق بزنيد
  • رجبيون افرادى هستند با مقامى خاص
  • ⁦❤️⁩درماه رجب به انسان کامل نزدیک شویم
  • ⛔آخرین سنگ
  • ♥️دالان، خاطره انگیز ترین بخش عاشقانه های من است
  • در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله
  • دعاهای ماه شعبان  راه رسیدن به طریقت پیامبر
  • شعبان دهلیز رمضان
  • مسئله فدک درکلام شهید صدر

اوقات شرعی

امروز: جمعه 10 بهمن 1404
اوقات شرعی به افق:
  • اذان صبح اذان صبح:
  • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
  • اذان ظهر اذان ظهر:
  • غروب آفتاب غروب آفتاب:
  • اذان مغرب اذان مغرب:
  • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات فرهنگی جامعه
  • تماس