غربت تاریخی
?غربت ائمه(علیهم السلام) به دوران زندگی این بزرگواران منتهی نشد بلکه در طول قرن ها، عدم توجه به ابعاد مهم و شاید اصلی از زندگی این بزرگواران، غربت تاریخی آن ها را استمرار بخشید.
منبع: کتاب انسان ۲۵۰ ساله،ص۱۵
?غربت ائمه(علیهم السلام) به دوران زندگی این بزرگواران منتهی نشد بلکه در طول قرن ها، عدم توجه به ابعاد مهم و شاید اصلی از زندگی این بزرگواران، غربت تاریخی آن ها را استمرار بخشید.
منبع: کتاب انسان ۲۵۰ ساله،ص۱۵
سلام هايي که به تک تک اصحاب امام در زيارت ناحيه ي مقدسه مي کنيم، سلام به شخصيت های خاصي است که
اولاً: هنر اين را داشته اند که زمانه ي خود را بشناسند -که اين کار بسيار ظريفي است-
ثانياً: متوجه بوده اند که در ذيل امام حسين(ع) چه فتح تاريخي مهمی را مي توانند به وجود آورنند.
?بنده گاهي در درک موضوع دوم که عرض کردم اينقدر خودم را ناتوان مي بينم که به ياد اين روايت مي افتم که مي فرمايند:
?«يأتي القرآن يوم القيامة بکرا» روز قيامت قرآن مي آيد در حالي که دست نخورده است. يعني اين همه تفسير و تذکر هنوز، برای ورود به قرآن کافی نيست، هرچند هرکدام در جاي خود مفيد و لازم است. ولي قرآن داراي جايگاه رفيعي است که به راحتي دست بشر به آن نمي رسد.
?آدم حس مي کند اگر کسي کمي به جريان کربلا با تعمق نگاه کند و جوانب مختلف آن را بررسي نمايد، حيرت مي کند. حيرت از آن جهت که چگونه عده ا ي قليل توانستند بفهمند امام مي خواهند کار مهمي در تاريخ ايجاد کنند و آن ها مي توانند در آن کار شرکت نمايند. هنوز هم فکر نمي کنم اگر زير اين آسمان بخواهد کربلايي واقع بشود بيش از آن عده ي قليل به صحنه بيايند.
?کربلا چيز عجيبي بوده است. درست است وقتي يک مکتب الهي ظهور کند با موانعي روبه روست ولي بعد از مدتي ذهن ها را به خود جلب مي کند و عده ي زيادي به آن رجوع مي کنند و در همين رابطه قرآن مي فرمايد: «يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» وقتي نصرت الهي و فتح و پيروزي فرا رسد، مردم به صورت گروه گروه داخل در دين الهي مي شوند.
?اما وقتي همين نهضت بخواهد از يکي از تنگناهايي که در پيش رو دارد بگذرد که مسلمانان در تاريخ خود با آن تنگناها سال های متمادی روبه رو بوده اند، دين داران کم خواهند بود، در حالي که ناگزير در مقابل اهدافي که آن دين در پيش رو دارد، تنگناهايي هست که آن مکتب بايد براي شکوفاشدن در نقطه ي آرماني خود، آن ها را يکي بعد از ديگري پشت سر بگذارد.
⭕منبع:جایگاه تاریخی حادثه ها وهنر اصحاب کربلا درفهم آن
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آن چه فرموده اند : کُلُّ یَوْمٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرْضٍ کَربَلا …
این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیَضان دائم رحمت او امیدوار می سازد و #تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایرِ تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران #جاهلیت_ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره ی زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز #عاشورایی است و #کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و از دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکانِ ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی … یاران ! شتاب کنید ، قافله در راه است . می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست … اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سر سلسله ی خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان در این برهوت گم گشتگی وا می ماند .
? فتح خون - مرتضی آوینی - ص۵۱
? ميتوانيد براي نگاه به انسان، او را در سطح «عقل» ارزيابي كنيد؛
? بدين شكل كه او به اين دلايل ابتدا فكر كرد
? و بعد از فكر، اين عمل را تصور كرد
? و بعد اين تصور را به صورت عمل يا گفتار در آورد.
? ريشه همه حركات هر انساني در انديشه اوست
? و پس از تفكر روي عملي، صورت خياليه شكل ميگيرد
? و بعد به صورت حركات و كلمات ظاهر ميشود.
✅ در سطحی بالاتر يعني سطح
«قلب»، «عشق» و «شهود»
⬅️ميتوانيد حركات انسان را تفسير كنيد.
⬅️ مثلاً بگوييد: اين حرف كه اين آقا ميزند حرفي است كه با قلب ميخواند، و از عقل بالاتر است،
⬅️ و عقلِ حسابگر تا اينجاها نميتواند بيايد.
⬅️ آنچه در حد درك قلب است،
✖️ عقل حسابگر از دركش عاجز است.
?ملاحظه می کنید يك پديده را در چه سطوحي ميتوان نگريست.
? و در هر سطح، چگونه از درك همان پديده در سطوح بالاتر، محروم ميشويم.
⁉️ صحبت اين است كه كربلا را نيز از چه سطح و ديدگاهي بايد نگریست
⚠️ كه به غفلتِ از نگاه به گوهر اصلي آن، دچار نشويم؟
❌منبع: نتایج نهضت کربلا درسطوح مختلف تحلیل
اما در يك سطح ديگر، ميتوانيد انسان را در مرتبه «خيالش» تفسير كنيد؛
?البته مشخص است كه
◀️در اين سطح از تحليل متوجه ميشويد كه
◀️ تمام اين صبحتهايي كه انسان ميكند،
♻️اول تصوري از معاني در مرتبه خيال و ذهنش دارد
♻️و سپس در مرتبه عمل و لفظ، آنها را ظاهر ميكند.
? پس در يك سطح ديگر ميتوانيد
◀️ انسان را موجودي كه از پايگاه ذهن و خيالاتش
◀️حرف ميزند و يا عمل ميكند، تحليل كنيد
? و به واقع از اين زاويه
☑️تمام حركات و سكنات انسان،
✅ريشه در خيالات و تصوراتش دارد.
? به طوري كه شما هركاري را كه انجام ميدهيد،
?ابتدا در ذهن و خيالتان يك تصور مطلوبي از آن داريد
?و آن تصور است كه شما را به عمل وا ميدارد.
?يعني انسان از طريق خيالات خود به كمالات لازمه ميرسد،
? البته اگر آن خيالاتش پاك و صاحب جمال باشد
❌ و نه آلوده به حرص و هوس.
✳️تمام انسان را شما ميتوانيد در همين سطح
✳️ و ساحت خيالات و تصوراتش تحليل كنيد؛
✳️كه تمام حركات و سكناتش در خيال و تصورات او متوقف است.
⭕منبع: نتایج نهضت کربلا در سطوح مختلف تحلیل