پازل زیبای اندیشه دینی

فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات جامعه
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 
  • ورود 

مواظب باشیم هویت آسمانی‌مان را گم نکنیم

12 مهر 1399 توسط راحیل

اگر به شما گفتند کی هستید؟ می‌توانید بگویید: من یک آدمم، از خدا هستم. بچه فاطمه زهرا هستم. بچه امیرالمؤمنین هستم. مال این خانواده هستم. خانواده­ ام را یادم هست. اینجا هم که آمدم، خانواده ­ام را فراموش نکرده‌ام. می‌دانم از اینجا دوباره می‌روم پیش خانواده­ ام. هویتم یادم هست. می دانم برای چه دارم زندگی می‌کنم. «انتخاب‌هایم، ارتباط‌هایم، رفتارهایم، عشق‌هایم، دلدادگی‌هایم، خوشحالی‌هایم، غم‌هایم و آرمانم» مشخص است. می‌دانم الان جانم را می‌خواهم فدای چه کسی بکنم. می‌دانم باید عاشق چه کسی باشم. می‌دانم باید از چه کسی متنفر باشم. می‌دانم باید چطوری زندگی کنم تا هویتم از دستم نرود. بعضی‌ها تا ازدواج می‌کنند، هویت شان را گم می‌کنند. بعضی‌ها تا دوتا بچه دورشان را می‌گیرد، هویت‌شان از دستشان می‌رود. بعضی‌ها با یک سفر خارجی، با دکتر و مهندس شدن، با مشهور شدن، ثروتمند شدن، هویت شان را گم می‌کنند. وقتی با این چیزها خودت را گم کردی، موقع مردن دیگر نمی‌توانی خودت را پیدا کنی. چون خودت باید باشی. تو اصلا خودت را اینجا جا گذاشته‌ای. خودت را کشته‌ای. خودت که نرفتی در برزخ، آن حیوان به برزخ رفته. حیوان هم که اصلا خبری ندارد. حیوان که خانواده­ اش محمد و آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیستند. اگر آدم خودش نرفته باشد، گم می‌شود. باید یک کسی برود که مسیر بهشت را بلد باشد. آنجا تا رفتی بگویی من آدرس دارم. آدم باید آنجا کسی را داشته باشد. این که می‌گویند با شهدا رفیق شوید، با ائمه رفیق شوید، امامزاده ­ها، فرشته­ ها، با پیغمبرها رفیق شوید، بالأخره آنجا یکی از آنها می‌آید بالای سر آدم و کمک می‌کند. خوش به حال کسانی که وقتی نگاه می‌کنند به عمرشان می‌بینند چقدر با امام‌ها، امامزاده ­ها، انبیاء، اولیاء، صدیقین، شهدا، رفیق بودند.

برای همین نماز که می‌خوانیم، باید نماز را حریصانه بخوانیم: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» من را ببر راه کسانی که هدایت کرده‌ای که با آنها زندگی کنم. آن سبک زندگی برای من خوب است. آنها نببین، صدیقین، شهدا، صالحین هستند، من با اینها رفیق شوم.
استاد محمد شجاعی/سایت منتظران منجی

 نظر دهید »

در سفر آخرت چه کسی به استقبال ما خواهد آمد؟

12 مهر 1399 توسط راحیل

آدم وقتی آن‌طرف می‌رود و می‌خواهد با خانواده آسمانی­ اش ملحق بشود و چون نشانی‌ها را گم کرده، برای همین وقتی از او می‌پرسند:«من رَبُّک= پروردگارت کیست؟» نمی‌تواند جواب بدهد. گفته می‌شود، بعضی‌ها چند قرن طول می‌کشد تا یادشان بیاید که مسلمان بودند. اسم پیغمبرشان یادشان بیاید. چون اصلا در دنیا درست با پیغمبر زندگی نکردند. آدم یک دفعه در برزخ می‌رود، می‌بیند که نه نشانی خدا را دارد، نه نشانی پیغمبر را دارد، نه نشانی امام زمان را دارد، نه نشانی فاطمه زهرا (علیهم‌السلام) را دارد. ولی بعضی‌ها هم از اینجا همه نشانی‌ها را گرفته‌اند. وای اگر بروی یکجا که کسی استقبالت نیایند چه می‌شود؟

بعضی‌ها یک کاری می‌کنند در اینجا که وقتی می‌روند، خدا به استقبال شان می‌آید. انبیاء، فرشته‌ها، شهدا، معصومین به استقبال شان می‌آیند، چون در دنیا با آنها زندگی کرده اند. با آنها ارتباط گرم و صمیمی داشته و با آنها زندگی کرده اند. عشق و دلدادگی ­اش آنها بودند. همه دل‌خوشی‌های‌شان در دنیا خانواده آسمانی‌شان بوده و آنها هم حواس‌شان به او هست. آدم وقتی به آنجا می‌رود، آنها راحت استقبال می‌آیند. ولی فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمود: بعضی از شما خودتان با خودتان کارهایی می‌کنید که وقتی می‌آیید، ما دنبال شما می‌آییم، اما تا بیاییم پیدای تان کنیم 300 هزار سال طول می‌کشد. پس اول به خودتان نگاه کنید، ببینید که گم شده‌اید یا گم نشده‌اید. این خیلی مهم است آدم ببیند که آیا در دنیا گم شده یا نشده و پیداست.

استاد محمد شجاعی/سایت منتظران منجی

 نظر دهید »

ذوق زدگی و اندوهگین شدن، نشانه وابستگی است

12 مهر 1399 توسط راحیل

ذوق ­زدگی، حاکی از یک نوع وابستگی است. یک نوع سنخیت است. یک نوع معشوق بودن است و این هم اصلا چیز خوبی نیست. اگر کسی واقعا برای چیزی که از دستش می‌رود، غصه نخورد، همیشه شاد است و آرامش دارد. اصلا برایش مهم نیست یک چیزی را از دست بدهد. چون می‌داند که اگر به دست آورده، الحمد لله خدا داده و هدیه است و من از آن استفاده می‌کنم. هر وقت خدا گفت به من بده، می‌دهم. چون مال خودش بوده. باید بدهی. ناراحتی ندارد. بچه­ ام بوده، شوهرم بوده، زنم بوده، سلامتی بوده، خانه­ مان را گرفته، الان مستأجر شدیم، ماشین مان را گرفت، عیبی ندارد، همه­ اش مال خداست. وقتی همه چیز مال خداست، من غصه چه را بخورم؟ من خودم مال خدا هستم.

اشتباه ما هم همین است که ما خودمان را یکطرف حساب می‌کنیم و خدا را هم طرف دیگر. همه بدبختی‌های آدم از اینجا شروع می‌شود که فکر نمی‌کند خدا پیشش هست و در بغل خدا و مال خداست. فکر می‌کند یک آدمی است یک‌طرف و یک خدایی هم هست آنطرف آسمان‌ها و یک چیزهایی به ما داده و حالا می‌خواهد از ما بگیرد. در حالی که خود ما هم مال خدا هستیم و قرار است پیش او برگردیم. ولی ما چون خود حیوانی را می‌شناسیم نمی‌فهمیم. این نفهمیدن ما خیلی کار دست‌مان می‌دهد. نفهمیدن باعث می‌شود انسان در دنیا غصه ­های الکی زیاد بخورد. یکی از عذاب‌های آدم در روز قیامت، نه روز قیامت، بلکه از همان لحظه ­ای که می‌میرد، می‌بیند که چقدر بی‌خود 70 سال غصه خورده و چقدر بی‌خود اعصابش خرد بوده، چقدر بی‌خود داد زده و گریه کرده و دعوا راه انداخته. اصلا خیلی بیخود زندگی کرده در حالی که از زندگی ­اش می‌توانست خیلی لذت ببرد. می‌فرماید: یک عالم از عذاب‌های قبر برای این است که تو بی‌خود در دنیا عذاب کشیدی.

مولانا می‌گوید، طرف شب ها از ترس مامورین در زمینش خانه می‌ساخت. روزها چون می‌ترسید مأمورها او را نگذارند، این کار را نمی‌کرد. بعد از اینکه ساختن خانه­ اش تمام شد، یک روز آمد که خانه اش را ببیند، دید که همه زمین همسایه را آباد کرده و در آن جا ساختمان ساخته. ما همیشه اینطوری هستیم. ما هم در زمین همسایه کار می‌کنیم. همسایه کیست؟ بخش حیوانی ­ما است. بخش زنانگی، بخش مردانگی، بخش جنسی، بخش طبیعی، الان فقط این را آباد می‌کنیم. وقتی به آن طرف می‌رویم، می‌بینیم که ما اصلاً هیچ چیز برای آنجا آباد نکرده‌ایم. نه سرمایه‌ای و نه ساختمانی…

استاد محمد شجاعی/سایت منتظران منجی

 نظر دهید »

مهرمادری زندگی دوباره به فرزند بخشید

12 مهر 1399 توسط راحیل

ادامه »

 نظر دهید »

سرگذشت یک کالسکه

12 مهر 1399 توسط راحیل
سرگذشت یک کالسکه

?نیت زیبای مادری که توفیق حضور در پیاده‌روی اربعین را نداشت ولی خادم زائران امام حسین(ع) شد

⭕چند روزی بود دنبال کالسکه می‌گشتم. پیاده‌روی اربعین در پیش بود و ما یک کالسکه بیشتر نداشتیم.
کالسکه‌ی دوم رو برای گل دومم می‌خواستم. طبیعتا گل اول کالسکه داشت. در صدد تهیه‌ی کالسکه‌ی دوم بودم و ترجیحا قصد داشتم استفاده شده پیداکنم. تا نزدیک سفر کمی مراعات خرج‌هامان را داشته باشم. به یکی دو نفر سپرده بودم که اگر کالسکه ی تمیزی سراغ داشتند که صاحبش می‌خواست بفروشد، خبرم کنند. توی دیوار هم گشته بودم اما چیز خوبی پیدا نکردم.

⭕تا اینکه به یکی از دوستان در تلگرام پیام دادم که دوست عزیز، ما تا آخر هفته ان‌شاالله عازم هستیم. شما آشنا داری که کالسکه بفروشد؟
بعد از مدتی جوابم را داد که دختر دایی‌ام وقتی فهمیده شما به پیاده‌روی کربلا می‌روی کلی خوشحال شده و گفته، کالسکه‌ی من تقدیم راه امام حسین(علیه السلام).
گفتم -شرایطش چطور است؟ پیام داد که این بنده خدا بعد از ۱۵ سال خدا به او گل پسری داده است. الان از خدا گل دختری می‌خواهد و گفته کالسکه‌ام نذر پیاده‌روی اربعین .
گفتم چقدر تقدیم کنم؟ گفت، می‌گوید فقط برای حاجتش دعا کنی و اینکه خودش تا به حال قسمتش نشده برود پیاده‌روی اربعین. این‌طوری کمی دلش آرام می‌شود. خدا را شکر کردم الحمدلله کالسکه جور شد.
⭕شب سفر داشتیم کالسکه‌ها را برای قسمت بار هواپیما بسته بندی می‌کردیم. ناگهان چرخ کالاسکه‌ی اهدایی درامد. داشتیم پشیمان می‌شدیم از بردنش. اما وقت دیگری برای تهیه‌ نداشتیم. مثل این‌که قسمت بود حتما همسفر ما بشود!
الحمدلله به نجف رسیدیم و بعد از زیارت مولا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، پیاده‌روی را شروع کردیم.
⭕الحمدلله کالسکه‌ها چرخشان می‌چرخید. چرخید و چرخید تا حرم ارباب. خیالم راحت شد دینم ادا شده و کالسکه به کربلا رسیده. بگذریم که در راه کلی برای حاجت‌روایی آن خانم دعا می‌کردم.

ارباب به فکر زائرانش است..!
شب آخری که کربلا بودیم، فکری به ذهنم رسید. اصلا این کالسکه فقط برای خیر آمده بود. جز خیر استفاده نشد.
⭕گفتم حالا که اهدایی راه ارباب هست چرا کاملش نکنم…
رفتم سر راه زائران اباعبدالله. گفتم آن‌قدر می‌ایستم تا حضرت خودش راهبر بعدی‌اش را انتخاب کند.
چند دقیقه‌ای نگذشت که دیدم پدری فرزند معلولش را به پشت گرفته و با خانم و دو فرزند دیگرش راهی زیارت شده. قلبم از انتخاب حضرت لرزید. جلو رفتم و گفتم: – آقا کالسکه لازم ندارید؟ با خوشحالی گفت: – بله می‌خواهم! فقط کجا پس‌اش بدهم؟ گفتم: – این کالسکه مسیر پیاده‌روی را آمده و دلش می‌خواهد بازهم این‌جا بماند! ما داریم می‌رویم.
⭕شادی چهره‌ی زائر خسته‌ی اباعبدالله، تقدیم به نیت زیبای یک مادر..!

✅خوشا به نیت آن خانم.

❌منبع:سایت اربعین

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 250
  • 251
  • 252
  • ...
  • 253
  • ...
  • 254
  • 255
  • 256
  • ...
  • 257
  • ...
  • 258
  • 259
  • 260
  • ...
  • 390
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

پازل زیبای اندیشه دینی

باتلفیق وکنارهم چیدن نظرات اندیشمندان ، پازل فکری زیبایی طراحی خواهد شد که ما به مقصودبرسیم

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آشتی باخدا
  • احادیث
  • ارادت
  • استکبار
  • امام وامامت
  • انتخابات ۱۴٠٠
  • انقلاب اسلامی ومسائل مربوط به آن
  • بدون موضوع
  • بصیرت زهرایی
  • بیانات
  • تربیتی
  • تسویف
  • تمدن غرب
  • جهادفرزندآوری
  • حجاب
  • حسادت
  • حضرت محمد/ربیع الاول
  • خانواده
  • ختومات
  • خیروبرکت
  • دل_نوشت
  • زن آنگونه که باید باشد
  • زی طلبگی
  • سجده
  • سواد رسانه. فضای مجازی. تکنولوژی
  • شعر/تلنگر/نکته/خاطره
  • شهدا
  • عکس نوشته های مباحث استادطاهرزاده
  • غدیر
  • غفلت
  • فتح خرمشهر
  • فرهنگ
  • قرآن
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • ماه شعبان
  • مطالعه
  • معرفت نفس
  • معرفی کتاب
  • مقام عرشی حضرت فاطمه سلام الله علیها
  • مقام لیلة القدری حضرت فاطمه
  • ملائکه الله
  • مناسبتی
  • مهدویت
  • موکب عاشورائیان
  • نفوذ
  • نوروز1400
  • همسران جوان
  • ویژه نامه اربعین حسینی
  • ویژه ی ایام عزای سه نور هدایت
  • پای درس علامه جعفری
  • کرامات
  • کرونا
  • یاد خدا
  • یاد معاد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزق کریم(جهش تولید)

کاربران آنلاین

آمار بازدید

  • آیات واحادیث تصویری مخصوص کودکان
  • عکس نوشته های مهدوی
  • ختم ذکر یاعلی "مجرب"
  • عکس نوشته های حجاب وعفاف
  • پیشگویی آینده انقلاب اسلامی که به الحارس گفته شد

آخرین مطالب

  • مجموعه لوح «بعثت رحمت»
  • در ماه رجب برويد خودتان را ورق بزنيد
  • رجبيون افرادى هستند با مقامى خاص
  • ⁦❤️⁩درماه رجب به انسان کامل نزدیک شویم
  • ⛔آخرین سنگ
  • ♥️دالان، خاطره انگیز ترین بخش عاشقانه های من است
  • در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله
  • دعاهای ماه شعبان  راه رسیدن به طریقت پیامبر
  • شعبان دهلیز رمضان
  • مسئله فدک درکلام شهید صدر

اوقات شرعی

امروز: جمعه 10 بهمن 1404
اوقات شرعی به افق:
  • اذان صبح اذان صبح:
  • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
  • اذان ظهر اذان ظهر:
  • غروب آفتاب غروب آفتاب:
  • اذان مغرب اذان مغرب:
  • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات فرهنگی جامعه
  • تماس