پازل زیبای اندیشه دینی

فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات جامعه
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 
  • ورود 

محبتِ خاص خداوند چیست؟

08 تیر 1400 توسط راحیل

 

محبت خاص خدا، یعنی رفیق شدن و صمیمی شدن. در این جا دیگر اصلا بحث عبد و مولایی نیست؛ بحث دوتا رفیق است. بحث صمیمیت و رفاقت و بحث ولی الله شدن است. شما یک موقعی می گویی خدایا من می خواهم سرباز تو شوم. این یک انتساب خیلی قدرتمند و با شرافت است. یک بار می گویی می خواهم در حزب تو بیایم. در اینجا شرافت اوج می گیرد. یک موقعی است می گویی می خواهم رفیقت شوم. یکی از اسم های خدا، «رفیق» است. در دعای جوشن می خوانیم: «یا رفیق» و این اسم خیلی کار می کند.

جالب اینجاست که خدا دستش را دراز کرده و گفته دستم به بلندای ابدیت برای رفاقت با شما بلند است؛ هر کس می خواهد با من رفیق شود، من با او رفیق می شوم. حتی اگر در اوج گناه هستی، اما تصمیم گرفتی با خدا رفیق شوی، هیچ وقت نمی گوید تو گناهکاری، 30 سال 40 سال گناه کردی، اگر یک عمر فحشا و منکرات کردی، نمی گوید: تو آلوده ای؛ بلکه می گوید: «یبدل الله سیئاتهم حسنات= بدی هایشان را به خوبی تبدیل می کند».

یکی از عذاب های بزرگ روز قیامت این است که آدم می فهمد در تمام مدت عمر دست خدا دراز بوده، و ما دستش را رد کرده ایم. دست امام زمان دراز بوده و ما ردش کردیم. به اندازه عمر ما خدا دستش را دراز نگه داشته و گفته اگر می خواهی رفیق شوی بیا.

استاد محمد شجاعی

 نظر دهید »

باید ارزش «تنفس فطری» در مقابل «تنفس طبیعی» را درک کنیم

08 تیر 1400 توسط راحیل

 

انسان در طول زندگیش دو نوع تنفس دارد: یکی «تنفس طبیعی» مثل اکثر افراد کره زمین؛ و دیگری «تنفس فطری» که خدا آن را مخصوص افراد ویژه قرار داده است.

ما نباید مساله هدایتمان به سوی دین را خیلی ساده یا اتفاقی بدانیم. اگر برویم به کشورهایی که از نظر فطری، در آن بحران وجود دارد و «تنفس فطری» در آنجا امکان ندارد؛ اگر برویم به مناطق فقیرنشین دنیا، تازه ارزش تنفس فطری را درک می کنیم.

مرحوم علامه فرمود: «در غرب اسباب حیات زیاد است، ولی حیات وجود ندارد». در آنجا حیات انسانی که انسان باطنش انسان شود و نه حیوان، نیست. از این نظر قحطی است. اگر کسی بخواهد مسلمان شود، زندگی برایش سخت می شود.

یک کسی که شیعه شده بود می گفت: در دوره گمراهی، ذهنم را خیلی بحران گرفته بود و دنبال حقیقت می گشتم، اما هیچ کس نبود هدایتم کند. نه عالِمی، نه کتابخانه‌ای، نه استادی، نه مسجدی؛ هیچ کدام از اینها نبود. می گفت: فقط به خدا گفتم و گریه کردم که خدایا! من را راهنمایی کن. من را از این بن بست رها کن. حقیقت چیست؟ من برای چه آمده ام به این دنیا؟ باید چه کار کنم؟ در خانه نشستم و آنقدر فشار به من آمد که نتوانستم محیط خانه را تحمل کنم و زدم بیرون. آمدم به خیابان و در پیاده رو که داشتم می رفتم دیدم یک کتاب به انگلیسی روی زمین افتاده و رویش نوشته شده «اصول عقاید اسلامی»، خم شدم و آن را برداشتم و خواندم و ناگهان همه چیز را پیدا  کردم. چقدر خدا هزینه کرده، کسی بیاید و کتاب از زیر بغلش بیفتد و هیچ کس پا نزند و هیچ کس آن را برندارد تا این شخص بیاید و آن را بردارد و هدایت شود؛ اینها اتفاق نیست.

ما زیاد داریم، کسانی که در اروپا و آمریکا مسلمان و شیعه شده اند؛ مطالب شان را زیاد خوانده ایم؛ ماجراها دارند. ما در این مملکت داریم در اوج ثروت «تنفس فطری» زندگی می کنیم. اما خیلی از آدم ها هم هستند که در این مملکت که در اوج ثروت فطری است، زندگی می کنند، اما چون به این ثروتها بی توجه هستند، در آخرزندگی خود، گدا می میرند. بدترین نوع مردن این است که آدم حساب بانکی اش پر از پول باشد، جیبش پر پول باشد، اما از گرسنگی بمیرد. آنهایی که در اوج امکانات فطری بی دین می شوند، خیلی بدبخت و بیچاره هستند.

حالا ببینید خدا چقدر سرمایه گذاری کرده برای تک تک ما و چقدر هزینه کرده تا این کشور این طور ثروتمند شود. همه این هزینه ها که خداوند برای تک تک ما داده، رحمت عام و رحمت رحمانیه است. خدا می گوید: بنده هایم را دوست دارم و نمی خواهم حتی یک نفر از آنها سر از جهنم در بیاورند و به عذاب برسند. آدمی که بچه اش دوتا می شود، محبتش نصف نمی شود. به هر بچه به وزان خودش، محبت ایجاد می شود. اما خدا اینطور نیست، بلکه هر بنده اش را بینهایت دوست دارد و برایش عزیز است. اینها همه محبت عام خداست.

استاد محمد شجاعی

 نظر دهید »

محبتِ عام خداوند، ناشی از «رحمت رحمانیه» است

08 تیر 1400 توسط راحیل


خداوند یک رحمت رحمانیه دارد و عام بوده و همه بندگانش از کافر تا مؤمن همه را دوست دارد. قبلا گفتیم که خداوند خیلی فرعون را دوست دارد که کسی مثل موسی را برای هدایتش می فرستد. چقدر ما را دوست دارد که رسول الله را برای ما فرستاده است. اصلاً انسانها از نوع سرمایه گذاری که خدا برایشان کرده، باید بفهمند که خدا چقدر دوست شان دارد. اما این شیطان است که همیشه رابطه انسان و خدا را خراب می کند. اگر یک موقعی گناهی اتفاق بیفتد، شیطان آنقدر آن گناه را در ذهن بنده بزرگ می کند که بنده، خودش را بی آبرو ببیند تا رفاقتش با خدا و امام زمان خراب شود. انگار از خدا جدا می شود و یک آدم دیگری شده است. اصلا با دین و مقوله خدا و اهل بیت غریبه می شود.
ولی وقتی آدم درک کند که خدا برایش چه کسانی را فرستاده و چقدر هزینه کرده، 124 هزار پیغمبر، یعنی 124 هزار معصوم فرستاده و اینها غالب شان به خاطر این که پیام خدا به من برسد، کشته شدند. چقدر خون ریخته شده تا این نماز و این دعا و قرآن و دین به دست من برسد. این هزینه خیلی محبت می خواهد. آدم چگونه می تواند اندازه محبت خدا را حساب کند؟ خدایا! با چه هزینه ای من را به مسجد و حسینیه کشانده ای؟ با چه هزینه ای دین را به من رسانده ای؟

استاد محمد شجاعی

 نظر دهید »

خدایا! دلم برایت تنگ شده

07 تیر 1400 توسط راحیل

 

خدایا! دلم برایت تنگ شده. خدایا! دلم برای محمد و آل محمد تنگ شده، دلم برای پدران آسمانی ام تنگ شده، خیلی کم آورده ام و آنها را مدتی است که ندیده ام و می خواهم صد تا صلوات بفرستم. صلوات عاشقانه و با عشق و با ارادت.

دلم برای مادرم فاطمه زهرا تنگ شده، می خواهم مفاتیح را باز کنم، زیارت بخوانم. برای ثواب نمی خوانم، پاداش هم نمی خواهم؛ فقط دلتنگم؛ کم آورده ام و از همه چیز دنیا خسته ام؛ خواسته ای ندارم. از اینجا می خواهم به قم بروم و با خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها، دختر موسی بن جعفر گپی بزنم. می خواهم بروم جمکران و با آقا فقط کمی حرف بزنم و بیایم. دلم برای امام رضا ع تنگ شده. اصلا نمی خواهم بگویم چه چیز را بده. مشکلات دارم، اما برای خودش دلم تنگ شده. می خواهم بروم بغلش کنم و ببوسمش.

قربان دلی بروم که این هوس ها را دارد. چه دلی است این دل که هوس های اینطوری به سرش می زند! کسی که از روی دلتنگی 950 کیلومتر راه را طی می کند تا به مشهد برود و خسته آنجا می رسد. این خیلی قشنگ است. چشمت که به این گنبد قشنگ می خورد، بدان که ضریح، حکم دست آقا را دارد. وقتی می روی ضریح را می گیری و می بوسی؛ داری به آقا می گویی: آقا! من خیلی دلم تنگ شده بود، آمده ام شما را ببینم. امام رضا به شما چیزی را می گوید که محکم است؛ حرف دل نیست که می خواهم بگویم؛ استحسان شخصی هم نیست، زبان حال هم نیست. متن روایت است. وقتی می گویی من خیلی دلم تنگ شده و حالا آمده ام اینجا، امام رضا می گوید: من دلم خیلی بیشتر تنگ شده بود. اصلاً من دلم تنگ شد که به تو گفتم بیایی اینجا. تو بچه ی منی. من خودم آمدم در دلت. خودم آمدم در دلت و تحریکت کردم که بلند شوی و بیایی پیش من. وقتی هم می روی جمکران می بینی آقا نشسته آنجا منتظرت است.

خدا رحمت کند میرزا را، می گفت یک موقع رفتی حرم امام رضا خوابت گرفت نگویی بی ادبی شد، من آمدم اینجا گرفتم خوابیدم. آقا اینقدر مهربان بوده دیده تو خسته ای خودش تو را خوابانده است. می خواباندت که خستگی ات در برود. این حس، چه حس قشنگی است که وقتی انسان هوس می کند زیارت عاشورا بخواند، می گوید:« السلام علیک یا اباعبدالله؛ السلام علیک یابن رسول الله»، بعد یک دفعه می بینی، این امام حسین بوده که دلش تنگ شده بود که تو را آورده برای زیارت عاشورا خواندن. این خانم فاطمه زهرا بوده؛ این خانم زینب کبری بوده؛ این خانم حضرت رقیه بوده که شما را آورده اینجا؛ آقا علی اکبر بوده؛ آقا ابالفضل بوده که تو را آورده اینجا. و چقدر ماجرای این عشق و این رفاقت عالی است. ماجرای این رفاقت اشرافی چقدر شیرین است. و ما چقدر با نادانی های مان این صحنه های عاشقانه دنیا را خراب می کنیم. یک عمر در آغوش شان هستیم، ولی از آنها فراری هستیم. وقتی صحنه می رود کنار، خدا نکند بعد از مردن ما بفهمیم. خدا نکند بعد از قیامت بفهمیم که ما کجا بودیم و در چه آغوش بازی، به جای تربیت شدن، چموشی کردیم و نارفاقتی کردیم.

استاد محمد شجاعی

 نظر دهید »

دلت می خواهد با کی عمرت را بگذرانی؟

07 تیر 1400 توسط راحیل

 

به دلت مراجعه کن و ببین کجا دوست داری بپلکی؟ جوانی و عمرت را در کجا دوست داری بگذرانی. با چه کسانی؟ ما آنقدر آدم هایی داریم که در مسجد نماز جماعت آمدند خواندند؛ به بسیج آمدند و به جاهای اینچنینی آمدند؛ ولی اصلاً رفاقت شان این نبود. جایش که افتاد، رفتند سراغ رفیق های خودشان. آنها را در دبی پیدا کردند؛ در کیش پیدا کردند. رفیق بازی را شروع کردند، اما بعد گفتند ما چه ساده بودیم که یک زمانی بسیج می رفتیم؛ یک زمانی می رفتیم مسجد؛ یک زمانی نماز می خواندیم. این از اولش هم آن طرفی بود. به ریش و انگشتر و عبا و عمامه نیست. همه ذات یک نفر و دارایی یک نفر یک چیز است و آن هم دل او است. برو در دلت همین الان ببین دوست داری با چه کسانی رفاقت کنی. قیمتت و لیاقتت هم همان است. آرزویت را نگاه کن؛ از آرزویت می فهمی.

خدا رحمت کند حسن واحدی را. جبهه رفته بود، رادیو با او مصاحبه کرده بودند که انگیزه شما از جبهه رفتن چیست. گفته بود:‌ من نمی دانم. امام گفت: بروید دارم می روم.

در عملیات خیبر عکسش را در تلویزیون نشان می داد، وسط دریاچه یک جاده است؛ دو طرف آب، ما رفتیم با چه سختی زیر گلوله و تیربار و موشک خودمان را به آنجا رساندیم، این کنار دریاچه همه در خط سنگر زده بودند، در گِل نشستیم. مختصات نظامی طوری است که دشمن خیلی راحت می تواند بزند. می داند آب کجاست، خاکریز کجاست. در شلمچه ما باید مقاومت می کردیم و آنجا را نگه می داشتیم. عراقی ها گلوله را می زدند، درست می آمد در سنگر و افراد را تکه تکه می کرد. یعنی ما می دانستیم دفعه بعد چه کسی کشته می شود؛ دو دقیقه بعد کی کشته می شود. به نزدیکی های ما رسیده بود. یک پسر 13- 14 ساله دوتا قبلی او تکه تکه شده بودند، همه تکه ها را ما می دیدیم؛ وقتی می زد، این تکه های بدن شان روی نی ها قرار می گرفت. یک دفعه دیدم این پسر 13- 14 ساله گفت: آه، من نگاهش کردم، گفتم: حتماً خسته شده و بریده. گفتم: چی شده؟ گفت: یاد امام افتادم؛ امام الان چه کار می کند؟ این مسخره کردن مرگ است. کجا شما این صحنه را دارید؟ اصلاً حواسش نیست که دو سه دقیقه دیگر قرار است گلوله بخورد. گفت: این رفیق ما شهید شده؛ بیا یک عکس با این تکه بدنش از ما بگیر. سر جنازه اش یک عکس از ما بگیر.

باید ببینی که دلت کجاست؟ یک موقع می گویی قربان امام زمان بروم، تنها است؛ مضطر، غریب و آواره است. همین دلدادگی صبح جمعه تو را بیرون می برد تا آل یاسینی بخوانی، ندبه ای بخوانی و گریه کنی. پس ببین دلت کجا می رود؟ قیمتت هم همان است. از دلت می فهمی کجایی هستی. ادا در نیاوریم. یعنی شما نماز شب هم بخوانی، اگر عقربه دلت دنیا باشد، باز ادا درآوردن است. ببین عقربه دلت کجا می رود.

خدا آنقدر آینه گذاشته برای ما که ما بفهمیم چه کاره ایم. از نوع موسیقی که انتخاب می کنی باید بفهمی چه کاره ای. ببین دلت سراغ کدام ساز و کدام خواننده می رود؟ در فیلم ها کدام طرفی می روی؟ در کتابها و مقاله ها ببین دلت کجا می رود؟ در هنر دلت به چه سمتی می رود؟ به رفیق هایت نگاه کن، ببین رفیق هایت کی ها هستند. قیمت شان را بگیر؛ قیمت خودت هم همان است.

رفیقی که می گوید: خدایا من دلم برای تو تنگ شده، می خواهم دو رکعت برای خودت نماز بخوانم. اصلاً چون دلم تنگ شده، دوست دارم با تو حرف بزنم. هیچ کاری با کسی ندارم. این سجاده را بیندازم یک وضو به عشق خودت بگیرم و بایستم با تو دو کلام حرف بزنم. خدایا دلم تنگ شده؛ این نماز صبح هم که اصلاً چیزی نبود؛ یک قطره ما خوردیم رفت پی کارش. می خواهم بعدش بنشینم تسبیح بگردانم. دستم را بگیرم به این تسبیح، بیایم با تو بیشتر صحبت کنم.

استاد محمد شجاعی

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 93
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

پازل زیبای اندیشه دینی

باتلفیق وکنارهم چیدن نظرات اندیشمندان ، پازل فکری زیبایی طراحی خواهد شد که ما به مقصودبرسیم

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آشتی باخدا
  • احادیث
  • ارادت
  • استکبار
  • امام وامامت
  • انتخابات ۱۴٠٠
  • انقلاب اسلامی ومسائل مربوط به آن
  • بدون موضوع
  • بصیرت زهرایی
  • بیانات
  • تربیتی
  • تسویف
  • تمدن غرب
  • جهادفرزندآوری
  • حجاب
  • حسادت
  • حضرت محمد/ربیع الاول
  • خانواده
  • ختومات
  • خیروبرکت
  • دل_نوشت
  • زن آنگونه که باید باشد
  • زی طلبگی
  • سجده
  • سواد رسانه. فضای مجازی. تکنولوژی
  • شعر/تلنگر/نکته/خاطره
  • شهدا
  • عکس نوشته های مباحث استادطاهرزاده
  • غدیر
  • غفلت
  • فتح خرمشهر
  • فرهنگ
  • قرآن
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • ماه شعبان
  • مطالعه
  • معرفت نفس
  • معرفی کتاب
  • مقام عرشی حضرت فاطمه سلام الله علیها
  • مقام لیلة القدری حضرت فاطمه
  • ملائکه الله
  • مناسبتی
  • مهدویت
  • موکب عاشورائیان
  • نفوذ
  • نوروز1400
  • همسران جوان
  • ویژه نامه اربعین حسینی
  • ویژه ی ایام عزای سه نور هدایت
  • پای درس علامه جعفری
  • کرامات
  • کرونا
  • یاد خدا
  • یاد معاد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزق کریم(جهش تولید)

کاربران آنلاین

آمار بازدید

  • آیات واحادیث تصویری مخصوص کودکان
  • عکس نوشته های مهدوی
  • ختم ذکر یاعلی "مجرب"
  • زیارت مجازی حضرت رقیه (التماس دعا)
  • عکس نوشته های حجاب وعفاف

آخرین مطالب

  • در ماه رجب برويد خودتان را ورق بزنيد
  • رجبيون افرادى هستند با مقامى خاص
  • ⁦❤️⁩درماه رجب به انسان کامل نزدیک شویم
  • ⛔آخرین سنگ
  • ♥️دالان، خاطره انگیز ترین بخش عاشقانه های من است
  • در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله
  • دعاهای ماه شعبان  راه رسیدن به طریقت پیامبر
  • شعبان دهلیز رمضان
  • مسئله فدک درکلام شهید صدر
  • دفترخاطرات

اوقات شرعی

امروز: سه شنبه 16 دی 1404
اوقات شرعی به افق:
  • اذان صبح اذان صبح:
  • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
  • اذان ظهر اذان ظهر:
  • غروب آفتاب غروب آفتاب:
  • اذان مغرب اذان مغرب:
  • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات فرهنگی جامعه
  • تماس