پازل زیبای اندیشه دینی

فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات جامعه
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 
  • ورود 

آه دارد مادری با قامت خم می رسد

29 مرداد 1399 توسط راحیل
آه دارد مادری با قامت خم می رسد

سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد
عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد
 
دست خود را روی سینه می گذارم با ادب
آه دارد مادری با قامت خم می رسد
 
میزبان زهرا که باشد من خیالم راحت است
چون که الطافش به مهمان ها دمادم می رسد
 
انبیا پشت سر هم یک به یک صف بسته اند
حضرت خاتم برای خیر مقدم می رسد
 
بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شروع
نامه های دعوت از عرش معظم می رسد
 
زیر و رو کردن فقط کار حسین بن علی ست
در #محرم ارمنی هم زیر پرچم می رسد
 
چایی روضه دوای درد بی درمان ماست
بین این دارالشفا پیوسته مرهم می رسد
 
با لباس مشکی اَم از قبر می آیم بُرون
یک نخ این پیرهن فردا به دادم می رسد
 
جبرئیل عرش خدا را آب و جارو می کند
کاروان کربلا از راه کم کم می رسد

#هر_خانه_یک_حسینیه

#هر_اکانت_یک_منبر_حسینی

#هر_وبلاگ_یک_موکب_حسینی

 

 نظر دهید »

برای ؛قدم صدق ؛ امتحان می شوی

29 مرداد 1399 توسط راحیل

ما داریم توهم می کنیم که آقا ما این کار را می کنیم. ما حاضریم فداکاری کنیم و شهید شویم. ما مثل اصحابتان، مثل شهدا و بچه های دوران دفاع مقدس راست می گوییم. امتحان می گیرند و امتحانشان هم خیلی خوب است. در آغاز، از چیزهای آسان امتحان می گیرند، مثلاً یک دفعه نمی گویند برو به میدان مین؛ برو جلوی تیر و تیر بار و این چیزها. می گویند ازهمین چیزهای کوچک شروع کنید تا ببینیم شما چه جوری هستید؟سیدالشهداء می فرماید: «الناس عبید الدنیا= مردم بنده ی دنیا هستند. «و الدین لعب علی السنتهم= دین مثل آب دهان است بر زبان مردم». می گویند دین داریم و اهل دین هستیم. «فإذا مُحّسوا بالبلاء قلت دیانون= آن موقعی که دچار امتحان می شوند و می خواهند پاک شوند و در کوره ی بلا می روند، دیندار خیلی کم است». « قلت دیّان» یعنی آدم خیلی باید صادق باشد که بگوید ما تا آخر هستیم. یک نفر هی ادعا کند، ولی خیلی خود نشناس باشد. آنکه یوسف است می فرماید: «و ما اُبرءُ نفسی= من اصلاً خودم را تبرئه نمی کنم». «ان النفسی لامارة بالسوء الا ما رحم ربی= نفس انسان حتما به بدی امر می کند؛ مگر این که پروردگارم رحم کند». یعنی در برابر هیچ یک از کشش های نفسانی مصون نیستم؛ نه در برابر کشش جنسی و شهوانی و کشش و جاذبه ی زلیخا. کشش لباس، مدرک تحصیلی، مقام، محبوبیت، شهرت، امور وهمی و خیالی و خیلی چیزهای دیگر، اصلا مصون نیستم. این ها انواع شهوات است.

شما به سالهای دوران دفاع مقدس تا حالا نگاه کنید. ببینید چه کسانی بریدند. ببینید چه کسانی از گذشته خود پشیمان شدند؟ چه کسانی تمام آن شعارهای اصیل اسلامی و انقلابی و آرمان های امام را رها کردند. ما اصلاً نباید این ها را تحقیر کنیم و کوچک بپنداریم و بگوییم این ها آدم های پست و ضعیفی بودند. این ها امتحان دادند؛ چه بسا ما هم اگر جای آن ها بودیم، خیلی بدتر از آن ها می کردیم. اینکه یک نفرتا آخر بایستد و چرب و شیرین دنیا نتواند خرابش کند و محکم بماند تا آخر، این یک کار الهی و قدم صدق است. از این رو، خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «برای اینکه میزان صدق شما برای خودتان و دیگران روشن شود، شما را حتماً مورد امتحان قرار می دهیم».

استاد محمدشجاعی/موسسه منتظران منجی

 نظر دهید »

«قدم صدق» آن است که در لحظه ی عمل، فرار نکنی

29 مرداد 1399 توسط راحیل

 

گاهی انسان سال ها آرزوی شهادت می کند؛ اما لحظه ی شهادت که پیش می آید، فرار می کند.

بنده ی خدایی نقل می کند: من دائماً دعا می کردم «یا لیتی کنت معکم فأفوز فوزاً عظیما = ای امام حسین! کاش من با شما بودم و به فیض شهادت می رسیدم». می گفت: خیلی این حرف ها را می زدم. یک شب خواب دیدم عاشورا است و امام حسین (علیه السلام) به من گفت: بایست جلو و از من دفاع کن تا من نماز بخوانم. گفت: خیلی سختم بود؛ چون از جلو تیر می زدند. در اینجا هر کسی سعید نمی شود که بایستد جلوی امام و چندین تیر به او بزنند و او آنقدر مقاومت کند تا سیدالشهداء نمازش تمام شود. همه عمار نیستند. او با دل و جان ایستاده بود؛ اما ما تو رودربایستی می ایستیم.

می گفت: حضرت نماز را شروع کرد و دشمنان آمدند و تیر زدند؛ اما ما جا خالی می دادیم و تیرها می خورد به امام حسین ع. بعد از خواب بلند شدم و دیدم بابا این همه سال ما به امام حسین (علیه السلام) دروغ می گفتیم. ما حاضر نیستیم از خود بگذریم. وقت از خودگذشتن که می شود، همه صادق نیستند و «قدم صدق» ندارند.

چند هزار نفر با امام حسین بودند. امام حسین در طول  مسیر مدینه تا کربلا، یک لشگر برای خود داشت. ده ها برابر این چیزی که در عاشورا بودند؛ ولی وقتی که حضرت آب پاکی را روی دست همه می ریزند و می فرماید: ما هیچکدام قرار نیست زنده بمانیم؛ اینجا همه کشته می شوند؛ خیلی ها رفتند. یک نفر به امام حسین (علیه السلام) گفت: برای شما چه فرقی می کند من باشم یا بروم؟ اگر کشته شوم، برای شما چه فایده ای دارد؟ خیلی ها آمدند و رفتند.

استاد محمد شجاعی/موسسه منتظران منجی

 نظر دهید »

نردبان جان به سوی عالم معنا

29 مرداد 1399 توسط راحیل

《السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ》

⏪در اين جمله در واقع روحتان را به سوي آن مقام سير مي دهيد و براي صعود جان خود به عالَم معنا نردبان مي سازيد و با اين نيت بر حضرت سيدالشهداء(ع) سلام مي فرستيد. همچنان که خداوند بر پيامبرانش سلام مي فرستد و به عنوان نمونه مي فرمايد: «سَلَامٌ عَلَی إِبْرَاهِيمَ»؛

?سلام بر محمد و آل محمد(ع) دستور خودِ خداوند است .سلام به معني تسليم محض و عشق و اخلاص و مودت و زيارت است و يک نوع توسل به آن ذات مقدسي است که به زيارتش مي پردازيد. سلام هم تحيت است و هم اعلام آشتي و هم به معني تسليم محض است و خطاب به امام حسين(ع) عرض مي کنيم و اعلام مي نماييم که با او و مکتب آن حضرت آشتي هستيم و همراه او مي باشيم و لذا اين سلام موجب مسئوليتي در ما مي شود تا جان و مال خود را در اختيار راه امام حسين(ع) قرار دهيم.

سلام بر ائمه(ع) موجب ترفيع درجه از طرف خدا براي آن ها است و به جهت آن که واسطه ي فيض الهي هستند، آن سلام براي ما نيز عامل رفعت درجه خواهد شد. مثل سلامي که در نماز به رسول خدا(ص) مي دهيم و مي گوئيم: «اَلسَّلامُ عَلَيکَ اَيهَا النَّبِي وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُه».

منبع:کتاب زیارت عاشورا/استاد طاهرزاده

 نظر دهید »

مجلس روضه بچه گانه(خاطره ای از مرحوم کوثری روضه خوان امام)

29 مرداد 1399 توسط راحیل

مرحوم سید علی اکبر کوثری روضه خوان امام خمینی (ره )میگه بعد از اتمام جلسه اومدم از دربمسجد بیام بیرون یکی از دختر بچه های محله اومد جلوم و گفت اقای کوثری برای ماهم روضه میخونی؟
گفتم: دخترم روز عاشوراست و من تا شب مجالس مختلفی وعده کردم و چون قول دادم باید عجله کنم که تاخیری در حضورم نداشته باشم. میگه هر چه اصرار کرده توجهی نکردم تا عبای منو گرفت و با چشمان گریان گفت مگه ما دل نداریم!؟
چه فرقی بین مجلس ما و بزرگترها هست؟
میگه پیش خودم گفتم دل این کودک رو نشکنم و قبول کردم و به دنبالش باعجله رفتم تا رسیدیم. حسینیه ی کوچک و محقری بود که به اندازه سه تا چهار نفر بچه بیشتر داخلش جا نمیشدند.
سر خم کردم و وارد حسینیه ی کوچک روی خاکهای محله نشستم و بچه های قد و نیم قد روی خاک دور و اطرافم نشستند. سلامی محضر ارباب عالم حضرت سیدالشهدا عرضه کردم
السلام علیک یاابا عبدالله…
دو جمله روضه خوندم و یک بیت شعر از آب هم مضایقه کردند کوفیان…
دعایی کردم و اومدم بلند بشم باعجله برم که یکی از بچه ها گفت تا چای روضه رو نخوری امکان نداره بزاریم بری ؛ رفت و تو یکی از استکانهای پلاستیکی بچه گانشون برام چای ریخت، چایی سرد که رنگ خوبی هم نداشت ، با بی میلی و اکراه استکان رو آوردم بالا و برای اینکه بچه ها ناراحت نشن بی سر و صدا از پشت سر ریختم روی زمین و بلند شدم و رفتم…
شام عاشورا (شب شام غریبان امام حسین) خسته و کوفته اومدم منزل و از شدت خستگی فورا به خواب رفتم.
وجود نازنین حضرت زهرا، صدیقه ی کبری در عالم رویا بالای سرم آمدند طوری که متوجه حضور ایشان شدم
به من فرمود؛ آسید علی اکبر مجالس روضه ی امروز قبول نیست. گفتم چرا خانوم جان فرمود؛
نیتت خالص برای ما نبود. برای احترام به صاحبان مجالس و نیات دیگری روضه خواندی فقط یک مجلس بود که از تو قبول شد و ما خودمون در اونجا حضور داشتیم، و اون روضه ای بود که برای اون چند تا بچه ی کوچک دور از ریا و خالص گوشه ی محله خواندی….
آسید علی اکبر ما از تو گله و خورده ای داریم!
گفتم جانم خانوم، بفرمایید چه خطایی ازم سر زده؟
خانوم حضرت زهرا با اشاره فرمودند اون چای من با دست خودم ریخته بودم چرا روی زمین ریختی!!؟
میگه از خواب بیدار شدم و از ان روز فهمیدم که توجه و عنایت اونها به مجالس بااخلاص و بی ریاست و بعد از اون هر مجلس کوچک و بی بضاعتی بود قبول میکردم و اندک صله و پاکتی که از اونها عاید و حاصلم میشد برکتی فراوان داشت و برای همه ی گرفتاری ها و مخارجم کافی بود.
بنازم به بزم محبت که در آن
گدایی و شاهی برابر نشیند…


منبع؛ برگرفته از خاطرات مرحوم کوثری

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • ...
  • 32
  • ...
  • 33
  • 34
  • 35
  • ...
  • 36
  • ...
  • 37
  • 38
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

پازل زیبای اندیشه دینی

باتلفیق وکنارهم چیدن نظرات اندیشمندان ، پازل فکری زیبایی طراحی خواهد شد که ما به مقصودبرسیم

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آشتی باخدا
  • احادیث
  • ارادت
  • استکبار
  • امام وامامت
  • انتخابات ۱۴٠٠
  • انقلاب اسلامی ومسائل مربوط به آن
  • بدون موضوع
  • بصیرت زهرایی
  • بیانات
  • تربیتی
  • تسویف
  • تمدن غرب
  • جهادفرزندآوری
  • حجاب
  • حسادت
  • حضرت محمد/ربیع الاول
  • خانواده
  • ختومات
  • خیروبرکت
  • دل_نوشت
  • زن آنگونه که باید باشد
  • زی طلبگی
  • سجده
  • سواد رسانه. فضای مجازی. تکنولوژی
  • شعر/تلنگر/نکته/خاطره
  • شهدا
  • عکس نوشته های مباحث استادطاهرزاده
  • غدیر
  • غفلت
  • فتح خرمشهر
  • فرهنگ
  • قرآن
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • ماه شعبان
  • مطالعه
  • معرفت نفس
  • معرفی کتاب
  • مقام عرشی حضرت فاطمه سلام الله علیها
  • مقام لیلة القدری حضرت فاطمه
  • ملائکه الله
  • مناسبتی
  • مهدویت
  • موکب عاشورائیان
  • نفوذ
  • نوروز1400
  • همسران جوان
  • ویژه نامه اربعین حسینی
  • ویژه ی ایام عزای سه نور هدایت
  • پای درس علامه جعفری
  • کرامات
  • کرونا
  • یاد خدا
  • یاد معاد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزق کریم(جهش تولید)

کاربران آنلاین

  • ذبیح پور
  • فاطمه صداقت
  • فائزه ابوالقاسمی
  • سمیه کیکاوسی

آمار بازدید

  • آیات واحادیث تصویری مخصوص کودکان
  • عکس نوشته های مهدوی
  • ختم ذکر یاعلی "مجرب"
  • زیارت مجازی حضرت رقیه (التماس دعا)
  • عکس نوشته های حجاب وعفاف

آخرین مطالب

  • مجموعه لوح «بعثت رحمت»
  • در ماه رجب برويد خودتان را ورق بزنيد
  • رجبيون افرادى هستند با مقامى خاص
  • ⁦❤️⁩درماه رجب به انسان کامل نزدیک شویم
  • ⛔آخرین سنگ
  • ♥️دالان، خاطره انگیز ترین بخش عاشقانه های من است
  • در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله
  • دعاهای ماه شعبان  راه رسیدن به طریقت پیامبر
  • شعبان دهلیز رمضان
  • مسئله فدک درکلام شهید صدر

اوقات شرعی

امروز: پنجشنبه 09 بهمن 1404
اوقات شرعی به افق:
  • اذان صبح اذان صبح:
  • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
  • اذان ظهر اذان ظهر:
  • غروب آفتاب غروب آفتاب:
  • اذان مغرب اذان مغرب:
  • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات فرهنگی جامعه
  • تماس