پازل زیبای اندیشه دینی

فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات جامعه
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 
  • ورود 

زنان وغفلت از کمالات

13 مرداد 1399 توسط راحیل

?اگر زنان ما نقطه کمال حقيقي خود را بشناسند مسلم بهترين راه را همان شرايطي احساس مي کنند که خداوند براي آن ها مقرر فرموده است.

?بعضي از زنان حدود 50 ،60 سال است از آنچه خدا برايشان آورده ناراضي اند، چون مطلوب آن ها چيزهايي شده است غير از آن چه خدا براي آن ها مي خواهد. اگر بعضي از خانم ها فيلم تهيه مي کنند تا بالكنايه بگويند ما زنان در فرهنگ ديني ضرر کرديم به جهت نشناختن کمالاتي است که زنان بايد به دنبال آن باشند.

?البته مي آيند موضوعات را برجسته مي کنند. يک مرد قلدرِ بي تمدنِ بي دين را نمونه مي آورند و بعد هم مي خواهند نتيجه بگيرند که پس حقوق زنان در اسلام پايمال مي شود، در نتيجه ما بايد به حقوقي که اروپاييان برايمان پيشنهاد مي کنند تن بدهيم.

?عملاً بخواهند يا نخواهند به اسم احياء حقوق زنان -که بنده هم معتقدم بايد احياء شود- در مسيري قرار مي گيرند که فرهنگ سرمايه داري تعيين مي کند و روحيه تقابلِ زن با مرد را تبليغ مي کنند و با اين کار نه تنها هيچ حقوقي از زنان احياء نمي شود بلکه در اين تقابلي که دامن مي زنند

?اولاً: به جهت وضع روحي خاص زنان، دوباره زنان ضرر مي كنند و اين خسارتي است به كلّ جامعه.

?ثانياً: سايه امني درست مي شود که دومرتبه فرهنگ سرمايه داري به همان شکل بتواند حيات خود را ادامه دهد.

◽به همين جهت بزرگان دنيا معتقدند «نهضت احياء حقوق زنانِ موجود به شدت زنان را آسيب پذير کرده است». در حالي که براي ما مسلمان ها واقعا زن و مرد مطرح نيست، ما بيش از آن که نگران مردان باشيم، نگرانيم که زنانمان در زير لواي اين شعارها ضربه بخورند. چون اگر زنان ما ضربه بخورند، خانواده ضربه مي خورد، خانواده که ضربه خورد همه جامعه ضربه مي خورد. 

➕منبع:کتاب زن آنگونه که باید باشد

 نظر دهید »

❎نظم مدرن یا نظم حسینی؟!

12 مرداد 1399 توسط راحیل

در نظم مدرن، شما در ديكتاتوري نظم، تنفّس مي كنيد، يعني يك نظم آهنيني است كه شما را در چنگال خودش محكم نگه داشته است تا بي نظمي نكنيد! در حالي كه نظم حسيني، شما را در بستر وظيفه مي پروراند. مي گويد: وظيفه توست كه سروقت حاضر شوي، سروقت كار ارباب رجوع را حل نمايي. در نظم معاويه اي دوربين ها در هر اتاقي نصب است تا تو تخلف ننمايي، در حالي كه اگر از ترس دوربين كار كني، چروكيده و جزغاله مي شوي! و اگر براي خدا كار كني، به نشاط مي آيي و پروريده مي شوي. شما به نظام اداري نگاه كنيد، انسان تا ساعت 2 بعد ازظهر با فشار روحي در اداره است، همين كه عقربه هاي ساعت از 2 رد شد سريع از اداره بيرون مي آيد، همچون مرغي كه از قفس آزاد شده باشد احساس مي كند از اسارت آزاد شده و تازه مي خواهد زندگي را شروع كند يعني اين نظم براي او يك زندگي و حيات نبوده است. اين نظم غير از نظمي است كه روحِ انجام وظيفه آن را به وجود آورده است و بنا هم بر اين نيست كه نظم حسيني همين اداره را بگرداند، آن نظم چيز ديگري است كه بحث آن در اين جا نيست. پس حسين(ع) به نظم ديگري مي انديشد، نظمي كه انسان را به خدا و زمين را به آسمان وصل كند

?منبع:کتاب کربلا مبارزه باپوچی ها

 نظر دهید »

رابطه غدیر وکربلا درکلام حضرت زینب

12 مرداد 1399 توسط راحیل

شهادت حضرت اباعبدالله(ع) روز جمعه دهم محرم سال 61 هجري بوده است، ولي چرا حضرت زينب(س) روز دوشنبه را به ميان مي آورند؟

⛔روز دوشنبه روز سقيفه است، روزي كه مسير اسلام از حاکميت امامي معصوم به حاکم کردن انساني غير معصوم تغيير جهت داد. روز دوشنبه 28 صفر سال يازدهم هجري، پيامبر(ص) رحلت مي كنند، و غروب روز سه شنبه حضرت(ص) را به خاك مي سپارند، در اين مدت درست وقتي كه پيامبر(ص) توسط حضرت علي(ع) و سلمان و مقداد و اباذر و بعضي از صحابه، غسل و كفن مي شوند، عدّه اي برای پيامبر اکرم(ص) جانشین تعیین مي کنند. حال حضرت زينب(س) بر سر جسد حضرت سيدالشداء(ع) مي فرمايند:

?«اي برادر تو كشته ي روز جمعه اي، يا كشته ي روز دوشنبه اي؟!»

⛔حضرت زينب(س) با طرح اين جمله مي خواهند ذهن ها را از روز جمعه دهم محرم سال 61 هجري که امام حسين(ع) شهيد شدند،متوجه يك فكر و بينش کنند.

✅يعني اگر خواستيد ببينيد چه شد كه كربلا به وجود آمد، ببينيد چه انديشه اي دست اندركار حذف حاکمیت امام معصوم شد.و پیام غدير را نادیده گرفت. …زيرا آنچه موجب مي شود ما از تکرار آن حادثه در آينده مصون بمانيم، عبور از فکري است که در سقيفه ظهور کرد.

❌منبع:کتاب راز شادی امام حسین درقتلگاه

 نظر دهید »

ابرازقدردانی رهبر نسبت به دست نویسی جوانان دردیدارها

12 مرداد 1399 توسط راحیل
ابرازقدردانی رهبر نسبت به دست نویسی جوانان دردیدارها

امام خامنه ای در آغاز دیدار با نخبگان:

“جوانهای عزیز گاهی یک چیزی مینویسند -مثل این کاغذهایی که نشان میدهند، یا کف دستشان ریز مینویسند- خیلی از آنها متشکّرم؛ من متأسّفانه نمیتوانم ببینم، یعنی واقعاً نمیتوانم الان بخوانم، اینهایی که بلند کرده‌اید، اگر بعد بدهید من از نزدیک نگاه کنم خیلی خوب است لکن از دور الان من نمیتوانم بفهمم چیست.”

1395/7/28

 نظر دهید »

خواهروبرادرنوجوانی که اموات کرونایی را غسل می دهند

11 مرداد 1399 توسط راحیل
خواهروبرادرنوجوانی که اموات کرونایی را غسل می دهند

?از وقتی پای کرونا به زاهدان باز شد، پدرم با گروهی از بچه های جهادی و هیاتی، کار تغسیل اموات کرونایی را شروع کردند.
? یک شب که دورهم نشسته بودیم، پدرم ناراحت و کم حرف بود، پیگیراحوالش که شدیم گفت برای تغسیل پیکرخانم هایی که بر اثر کرونا فوت می شوند نیرو کم داریم….

?آن شب تا صبح خوابم نبرد. به حرف های پدرم فکر کردم. می دانستم وقتی او از کمبود نیروی خانم برای تغسیل حرف می زند منظورش این است که من باید به جمعشان اضافه شوم. مادرم که دیابت دارد و می دانستم بابا از همان اول با حضورش مخالفت می کرد. پس مخاطبش من بودم. پدرم برای من فقط پدرنیست، دوست و رفیق است. هیچ وقت از من درخواستی نداشته و مرا به کاری اجبار نکرده است.از بچگی راه درست را با رفتارش به من نشان داده. با رفتارش به من یاد داده دنباله رو راه اهل بیت باشم. یادم نمی آید یک بار برای چادر سر کردن حتی یک جمله هم به من گفته باشد. راه درست را نشانم داد و انتخاب را گذاشت برعهده خودم. این بار هم نوبت من بود که انتخاب کنم.» 

?«آن شب تا صبح به غسالخانه فکر کردم، به کرونا، به پیکر یک مرده کرونایی که همه ازش فراری اند. من به جز پیکرخواهرکوچکم که چندسال قبل وقتی دوسالش هم نشده بود از دنیا رفت، مرده ندیده بودم. به این فکر کردم که حتما پدرم این توانایی را در من دیده، خوشحال شدم که در نگاه پدرم دختر توانمندی هستم. توکل به خدا کردم و از حضرت مسلم کمک خواستم.

?تصمیمم را گرفتم. به پدرم گفتم روی کمک من هم حساب کن. می دانستم منتظر شنیدن این جمله بود. گفت حتما از پسش بر می آیی. گفت می سپرمت اول به خدا بعد هم به اهل بیت.

?برای ثبت نام و آموزش رفتم. با ماسک و گان از لای در، داخل غسالخانه را نگاه کردم. چشمم به متوفی افتاد. خیلی ترسیدم وگفتم شب به پدرم می گویم پشیمان شدم و خلاص. آن روز با یکی از دوستانم همراه شده بودم. او گفت توکل به خدا کن. ما با هم شروع می کنیم. به پدرم حرفی نزدم. همه ترس ها و دلهره ها را در دلم مخفی کردم و می دانستم حتما آنها که پدرم مرا بهشان سپرده حتما کمکم می کنند.»

?قرار بود منتظر بمانیم تا تماس بگیرند. بالاخره تماس گرفتند و گفتند امروز تعداد فوتی های خانم زیاد است، اگرمی توانید خودتان را برسانید.من رفتم، با بسم الله و با بدرقه مادرم و دعای خیرش.

?خانم هایی که آنجا بودند چشمشان که به من خورد تعجب کردند. در حال پوشیدن لباس ها بودم که یکی از خانم ها به بغل دستی اش گفت این دختربچه را کی آورده اینجا؟ صدایم را صاف کردم و گفتم خودم آمدم؛ داوطلبانه. نگاهش خیره ماند به صورتم و گفت داوطلبانه غسال شدی؟ هم سن و سال های تو هنوز  از تاریکی می ترسند، ازاسم کرونا هم فراری اند، آن وقت تو با پای خودت آمدی غسال خانه؟

?همان طور که چکمه هایش را به سختی پا می کرد که وارد سالن تطهیر شود، احساس می کرد باید حجت را به من تمام کند و دوباره گفت دخترم، پدر و مادرت مخالف نیستند آمدی غسال خانه؟ می خواهیم مرده را غسل بدهیم، بیمار کرونایی بوده ها! گفتم پدرم هم غسال داوطلب است. به من گفت نیروی خانم کم داریم، من هم آمدم، با دعای خیرمادرم و بدرقه با قرآن. مهر مادری از نگاهش پیدا بود و گفت شیرمادرحلالت دختر!خبر غسال شدن دختر 16 ساله و شستن اموات کرونایی دهان به دهان در فامیل چرخید و کنایه ها شروع شد.حالا زهرای نوجوان باید خودش را آماده مواجهه با این کنایه ها می کرد؛

?خیلی ها به پدر و مادرم کنایه زدند که دختر16 ساله تان را دستی دستی به کشتن می دهی، مگر از بچه ات سیر شدی و از این حرف ها، بعضی از اقوام هم  بدون رودروایسی گفتند فعلا دورما را خط بکشید و این طرف ها نیایید. از فامیل خواستم خبرغسال شدن من را به مادربزرگم ندهند.می دانستم از نگرانی و اضطراب شب و روزش به هم گره می خورد، حالا واکنشش به کنار.اما این حرف و حدیث ها نه برای من نه برای پدر و مادرم مهم نبود. جالب اینکه پدرم هنوز از کنایه های فامیل برای غسال شدن من خلاص نشده بود که برادر 14 ساله ام هم برای کار جهادی و کمک به تطهیر اموات کرونایی اعلام داوطلبی کرد. حالا بعضی روزها در سالن تطهیر، وردست پدرم می شود.ـ

❎منبع:خبرگزاری فارس

 4 نظر
  • 1
  • ...
  • 335
  • 336
  • 337
  • ...
  • 338
  • ...
  • 339
  • 340
  • 341
  • ...
  • 342
  • ...
  • 343
  • 344
  • 345
  • ...
  • 390
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

پازل زیبای اندیشه دینی

باتلفیق وکنارهم چیدن نظرات اندیشمندان ، پازل فکری زیبایی طراحی خواهد شد که ما به مقصودبرسیم

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آشتی باخدا
  • احادیث
  • ارادت
  • استکبار
  • امام وامامت
  • انتخابات ۱۴٠٠
  • انقلاب اسلامی ومسائل مربوط به آن
  • بدون موضوع
  • بصیرت زهرایی
  • بیانات
  • تربیتی
  • تسویف
  • تمدن غرب
  • جهادفرزندآوری
  • حجاب
  • حسادت
  • حضرت محمد/ربیع الاول
  • خانواده
  • ختومات
  • خیروبرکت
  • دل_نوشت
  • زن آنگونه که باید باشد
  • زی طلبگی
  • سجده
  • سواد رسانه. فضای مجازی. تکنولوژی
  • شعر/تلنگر/نکته/خاطره
  • شهدا
  • عکس نوشته های مباحث استادطاهرزاده
  • غدیر
  • غفلت
  • فتح خرمشهر
  • فرهنگ
  • قرآن
  • ماه رجب
  • ماه رمضان
  • ماه شعبان
  • مطالعه
  • معرفت نفس
  • معرفی کتاب
  • مقام عرشی حضرت فاطمه سلام الله علیها
  • مقام لیلة القدری حضرت فاطمه
  • ملائکه الله
  • مناسبتی
  • مهدویت
  • موکب عاشورائیان
  • نفوذ
  • نوروز1400
  • همسران جوان
  • ویژه نامه اربعین حسینی
  • ویژه ی ایام عزای سه نور هدایت
  • پای درس علامه جعفری
  • کرامات
  • کرونا
  • یاد خدا
  • یاد معاد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزق کریم(جهش تولید)

کاربران آنلاین

آمار بازدید

  • آیات واحادیث تصویری مخصوص کودکان
  • عکس نوشته های مهدوی
  • ختم ذکر یاعلی "مجرب"
  • عکس نوشته های حجاب وعفاف
  • آخرین عکس نوشته های انتخاباتی

آخرین مطالب

  • مجموعه لوح «بعثت رحمت»
  • در ماه رجب برويد خودتان را ورق بزنيد
  • رجبيون افرادى هستند با مقامى خاص
  • ⁦❤️⁩درماه رجب به انسان کامل نزدیک شویم
  • ⛔آخرین سنگ
  • ♥️دالان، خاطره انگیز ترین بخش عاشقانه های من است
  • در آینۀ تشییع شهید سید حسن نصرالله
  • دعاهای ماه شعبان  راه رسیدن به طریقت پیامبر
  • شعبان دهلیز رمضان
  • مسئله فدک درکلام شهید صدر

اوقات شرعی

امروز: جمعه 10 بهمن 1404
اوقات شرعی به افق:
  • اذان صبح اذان صبح:
  • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
  • اذان ظهر اذان ظهر:
  • غروب آفتاب غروب آفتاب:
  • اذان مغرب اذان مغرب:
  • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • فرهنگ دینی، قطعه گمشده پازل مشکلات فرهنگی جامعه
  • تماس